درباره نوروفیدبک

  • نام فروشگاه:  پرتو دانش آسمان
  • توضیحات محصول:
  • قیمت:
  • قیمت به حروف:     
  •     1
  • bag
  • افزودن کالا به سبد خرید
درباره نوروفیدبک

نوروفیدبک چیست و چگونه به ما کمک می‌کند؟

 نوروفیدبک مثل آینه عمل میکند . همانطور که از آینه برای دیدن ظاهر خود استفاده میکنیم میتوان از نوروفیدبک برای دیدن امواج مغزی استفاده کرد . با استفاده از این روش میتوان عیب و نقصی که در مورد امواج مغزی پیش آمده را برطرف ساخت تا مغز بتواند به بهترین نحو ممکن عمل کند. نوروفیدبک روشی برای تعیین کمیت و آموزش به مغز است. در واقع به آن بیوفیدبک امواج مغزی گفته می‌شود.

 

پایه اینکه نوروفیدبک چگونه تاثیر میگذارد فریب دادن مغز است. قسمت عمده یادگیری ما در سطح ناخود آگاه رخ میدهد این قسمت همان جایی است که مغز به طور مستقیم و خودکار سیگنال های فیدبکی را کنترل میکند. این روش مانند یادگیری دوچرخه است که در آن پس از یادگیری کامل یه فراموشی سپرده نمیشود و نوروفیدبک مانند این روش ها ماندگار خواهد بود . ارتباط بین گروه های مختلف سلول های مغزی که افکار، احساسات و اعمال دیگر را تحت تاثیر قرارمیدهد. این فعالیت ها از شکل پایه امواج مغزی قابل تشخیص است ایمپالس های الکتریکی توسط امواج مغزی تولید شده‌اند. در طی جلسات نوروفیدبک سنسورها امواج مغزی را تشخیص و میتوان آنها را دید. کامپیوتر به مقایسه فعالیت امواج مغزی میپردازد تا به هدفی که میخواهد برسد. صداها و تصاویر به سرعت نشان می‌دهد که مغز به اهداف خود رسیده است یا خیر. هدف این کار اثر بر روی نقاطی است که فعالیت آنها افزایش یافته و یا سرکوب شده است. از طریق این روش ساده شما یاد میگیرید که چطور امواج افزایش یافته و یا ساپرس شده خود را تعدیل و به عملکرد بهینه برسانید. چیزی شبیه به تقویت عضلات، در این حالت است که مغز با صرف انرژی کمتر به حد اکثر توان خود در انجام فعالیت ها میرسد (پلاستیسیته سیناپسی)؛ 

 

از آنجایی که فعالیت امواج مغزی نیاز به اکسیژن و گلوکز دارد در صورت نبود این فاکتورها امواج مغزی تولید نمیشود .جریان خون وظیفه انتقال  اکسیژن و گلوکز در قسمت های مختلف مغز را دارد . در اختلالاتی همچون  ADHDو OCDجریان خون کافی به مناطقی از مغز نمیرسد . 

شخصی به نام  دیویدسون در سال 1998ارتباط بین کاهش میزان جریان خون مغز و کاهش عملکرد مناطق مربوطه را بدست آورد . مغز به‌عنوان حاکم و فرمانده سلامت کلی بدن از جمله سلامت عاطفی و سلامت روانی آموزش آن به مراتب باعث رسیدن به عملکرد بهتر می‌شود. البته براي داشتن يك درمان كامل علاوه بر رعايت ترتيب جلسات و كامل كردن آن ، همكاري خانواده و عمل به كليه ي دستور ها و راهنمايي هاي درمانگر ضروريست . در پ‍ژوهش طولي در كشور امريكا ماندگاري آثار نروفيدبك تا 10 سال پس از درمان در كودكان ADHD گزارش شده است . ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک نوروفیدبک راه بسیار عالی برای حل مسائلی که طیف گسترده ایی از ذهن را درگیر خود ساخته است میباشد. نوروفیدبک برای تدریس به کودکان بیش فعال و اینکه چطور آرام شوند و تمرکز داشته باشند بسیار موثر است (به‌عنوان خط اول درمان در نوروفیدبک محسوب می‌شود). ناسا برای عملکرد بهتر فضا نوردان از نوروفیدبک استفاده می‌کند.ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک استفاده می‌کند. همچنین نوروفیدبک به‌عنوان یک مداخله جدید برای PTSD و آسیب‌های مغزی اتخاذ شده است.

تاریخچه نوروفیدبک

ازمبتکران برجسته نوروفیدبک Elmer & Alyce Green و Joe Kamiya بودند. میتوان گفت که آنها پیشگامان نوروفیدبک بودند. Elmer Green به‌عنوان پدر بیوفیدبک شناخته شده است. درسالهای 1958 مشخص شد که مغز توانایی کنترل امواج مغزی از طریق فیدبک رادارد. تمرکز جو کامیا بر روی آموزش آلفا بود که در ایجاد حالت آرامش و تفکر نقش دارد. در اواخر دهه 60، عده ایی نوروفیدبک را اکسیری برای درمان استرس میدانستند. ولی در آن سالها به خاطروجود مشکلاتی همچون نبود تجهیزات مناسب و نویز فراوان، سیگنال های کمی قابل مشاهده بود و تنها عده اندکی که تجهیزات مناسبی داشتند قادر به ثبت امواج مغزی بودند و به این دلایل نوروفیدبک به حاشیه برده شد و آموزش امواج آلفا و بیوفیدبک در آن سال ها دچار سقوط شد.

 

بازگشت نوروفیدبک درسال 1980

 

دکتر Siegfried Othmer فیزیکدان و همسرش Sue نوروبیولوژیست در سال 1985 نوروفیدبک را دوباره به عرصه پژوهش بازگرداندند. در حالی که پسرشان برایان که دارای اختلال چند گانه شامل تب، صرع، سندرم توره، آسپرگر بود و پس از ماه ها آموزش نوروفیدبک، وضعیت زندگی برایان بهبود یافت.

 

 

امروزه نوروفیدبک بیشترین پیشرفت خود را مدیون دانشمندی به نام Barry Sterman  است. ایشان دکتری روانشناسی و علوم اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا است. تحقیقات استرمن در نهایت منجر به کشف درمان موثری برای برخی بیماری های نورولوژیکی شد. دستیابی به این حقیقت از طریق آزمایشاتی شبیه به آزمایشات پائولوف بر روی مغز گربه صورت گرفت. آزمایش اولیه بر روی 30 گربه درون قفس بدون دسترسی به مواد غذایی انجام گردید. در یک زمان مشخص گربه درون یک اتاقک به همراه کاسه خالی و یک اهرم قرار گرفته شد. هنگامی‌که گربه اهرم را فشار میداد شیر و سوپ مرغ به کاسه خالی میریخت. به نوعی گربه شروع به یادگیری هرآنچه که برای بدست آوردن غذا بود میپرداخت. در مرحله بعد فاکتور صدا نیز به آزمایش اضافه شد. هنگامی‌که صدا در محفظه پخش میشد و گربه اهرم را فشار میداد هیچ غذایی دریافت نمیکرد و هنگامی‌که صدا قطع میشد و گربه اهرم را فشار میداد میتوانست غذا (به‌عنوان پاداش) دریافت کند. استرمن متوجه شد که گربه در مرحله انتظار برای قطع صدا، وارد فاز خاصی از هوشیاری میشد. امواج مغزی ثبت شده در این حالت که دارای ریتم 15 - 12 هرتز بودند که استرمن آن را امواج Sensorimotorrhythm(SMR )یا ریتم حسی-حرکتی نامید. دکتر استرمن شگفت زده از این  امر شد که میتوانست با آموزش گربه نوع خاصی از امواج را در گربه ارتقا دهد. در آزمایش بعدی اهرم حذف گردید و زمانی به گربه ها غذا داده می شد که بتوانند موج SMR را به مدت نیم ثانیه ایجاد کنند و این نخستین باری بود که استرمن توانست امواج مغزی و رفتار نورون ها را تغییر دهد و یافته های آن منجر به کشف روش نوروفیدبک شد. در سال 1967 این یافته ها در Brain Research منتشر شد و مورد توجه مجلات پزشکی قرار گرفت. بعد از گذشت مدت کوتاهی دکتر استرمن به ناسا رفت و به بررسی وضعیت فضانوردانی که در معرض سوخت های موشکی سمی قرار میگرفتند پرداخت؛ زیرا آنها با عوارض جانبی منفی همچون تشنج مواجه شدند. دکتر استرمن شروع به مطالعه بر روی این سوخت ها و آزمایش این سوخت ها بر روی گربه ها پرداخت. انتظار میرفت که گربه ها با عوارضی همچون تشنج رو به روشوند ولی این عوارض در گربه هایی که آموزش EEG دیده بودند اتفاق نیافتاد و آستانه تشنج در آنها بالا رفته بود. این کشفیات باعث شد که تحقیقات گسترده ایی درزمینه اینکه چگونه تشنج، آستانه و طول مدت آن توسط آموزش EEG بهبود میابد. در این تحقیقات مشخص نبود که چطور امواج مغزی آموزش و بعد از آن بهبود یافته است. مرحله بعدی اجرای این آزمایشات بر روی انسان بود و آزمایشات جدید آغازشد و دکتر استرمن تجهیزات نوروفیدبک را جمع آوری و زمانی که امواج SMR ایجاد میشد چراغ سبز و در نبود این امواج چراغ قرمز میشد. بنابر این بیمار میبایست چراغ سبز را روشن و چراغ قرمز را خاموش نگه میداشت. نتایج نشان داد که 65% صرع بیماران بهبود یافت و به این ترتیب دریچه شگفت انگیزی برای درمان بیماری صرع گشوده شد.

 

اکنون دکتر استرمن استاد بازنشسته گروه نورولوژی ورفتاری روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا است. او 6 کتاب در مورد عوامل شرطی سازی انسان و حیوانات و بیش از 30 فصل از کتب دیگرو همین طور بیش از صد مقاله در مورد تعدیل نورون ها و همینطور روند های فیزیولوژیکی که در ان یک تک نورون که با استفاده از نوروترانسمیترها گروه های مختلف نورونی را تعدیل می‌کند دارد.

در حال حاضرکاربردهای درمانی نوروفیدبک در بیش‌فعالی/كمبود توجه (AD/HD) ، اضطراب (Anxiety)، ناتوانی یادگیری (Learning Disability) ، صرع (تشنج)، اختلالات خواب، آسیب وسکته مغزی، دردهای مزمن و سردردهای میگرنی، افسردگی و سوءمصرف مواد می‌‌باشد.

اهداف

افزایش عملکرد شناختی:

مغز مانند هراندام دیگر در بدن است با انجام تمارین و فعالیت های ورزشی عملکرد بهتری را از خود نشان می‌دهد. مغز کارآمد می‌تواند در مدت زمان کوتاهتر و با دقت بیشتر فعالیت های خود را به انجام برساند. همینطور نوروفیدبک باعث بهبود و تقویت عملکرد عضلات و ماهیچه ها در ورزشکاران می‌شود به طور کلی نوروفیدبک باعث ارتقا ارتباطات عصبی دریک نقطه خاص از مدارات نورونی سیستم عصبی مرکزی می‌شود. به منظور پیشرفت شغلی (وکلا، مدیران ارشد و...) میتوان از نوروفیدبک علاوه بربالا بردن تمرکز در بالا بردن اعتماد به نفس و کنترل خونسردی و خشم استفاده کرد.

                 

. آموزش تمرکز با استفاده از نوروفیدبک در دانش آموزان و ورزشکاران المپیک و جراحان و فوتبالیست ها وکودکان دارای پیش فعالی کاربرد دارد. نوروفیدبک به افراد یاد میدهد که چطور تمرکز خود را افزایش دهند و به نحو احسن در جهت ارتقا و پیشرفت در زمینه های مختلف از ان استفاده کنند.

 

     

 یک مشکل در برخی از افراد کاهش تمرکز به هنگام اضطراب است و هرچه تلاش میکنند نمیتوانند تمرکز کافی برای انجام کار خود داشته باشند. یا تمرکز بیش از حد بر یک مشکل یا مسئله که به‌عنوان عامل بازدارنده برای توجه به سایر مطالب است (وسواس فکری) که خود باعث آشفتگی و سرگردانی شخص می‌شود.

 

 

Albert, A.O, Andrasik, F, Moore, J.L & Dunn, B.R. (1998). Theta/beta training for attention, concentration and memory improvement in the geriatric population. Applied Psychophysiology and Biofeedback,23(2), 109. Abstract

Arns, M., Kleinnijenhuis, M., Fallahpour, K., & Bretler, R. (2007).  Golf performance enhancement and real-life neurofeedback training using personalized event-locked EEG profiles.  Journal of Neurotherapy, 11(4), 11-18.

 

Bazanova, O.M., AftanasL.I. (2010).Individual EEG alpha activity analysis for enhancement neurofeedback efficiency: Two case studies.  Journal of Neurotherapy 14(3), 244 – 253.

Boyd, W.D & Campbell, S.E. (1998) EEG biofeedback in schools: The use of EEG biofeedback to treat ADHD in a school setting. Journal of Neurotherapy, 2(4), 65-71.

Carmody, D. P., Radvanski, D. C., Wadhwani, S., Sabo, J. J., & Vergara, L. (2001). EEG biofeedback training and attention-deficit/hyperactivity disorder in an elementary school setting. Journal of Neurotherapy, 4(3), 5-27.

Egner, T., & Gruzelier, J. H. (2004).EEG biofeedback of low beta band components: Frequency-specific effects on variables of attention and event-related brain potentials.Clinical Neurophysiology, 115(1), 131-139.

Fehmi, L. G. (2007).  Multichannel EEG phase synchrony training and verbally guided attention training for disorders of attention.  Chapter in J. R. Evans (Ed.), Handbook of Neurofeedback.  Binghampton, NY: Haworth Medical Press, pp. 301-319.

Kwon, H., Cho, J., Lee, E. (2009). EEG asymmetry analysis of the left and right brain activities during simple versus complex arithmetic learning. Journal of Neurotherapy 13(2), 109 – 116 

کاربرد بالینی

بیش فعالی (ADHD)

امروزه بیش از هر زمان دیگری از نوروفیدبک برای درمان کودکان بیش فعال و کم توجه استفاده می‌شود. بیش از 75 در صد از کودکان مبتلا به بیش فعالی و کم توجهی به وسیله نوروفیدبک بهبودی کامل پیدا میکنند. نوروفیدبک خط اول درمان در کشور آمریکا برای کودکان دارای نقص توجه وبیش فعالی میباشند؛ و این روش می‌تواند در کودکانی که مطالب آموزشی را به سختی فرا میگیرد کمک کننده باشد. در کودکانی که دائما حواسشان از تکلیف پرت می‌شود معمولا دارای کمبود توجه هستند . تظاهرات بالینی این کودکان شامل خطاهای بیدقتی، نادیده گرفتن و حذف جزئیات، اشکال در روابط اجتماعی و عزت نفس پایین.

این افراد ممکن است نتوانند به عواقب منفی، مخرب و یا حتی خطرناک رفتارهای خود توجه کنند لذا این افراد به رفتارهای پر مخاطره بیشتر دست میزنند. مسمومیتها و صدمات اتفاقی در كودكان مبتلا به بیش فعالی وکم توجهی متداول است. ضمن آنکه رفتار دیگران با این کودکان که خود حاصل اعمال مخرب این کودکان میباشد باعث گوشه گیری و افت اعتماد به نفس در این کودکان می‌شود وآنها بیش از پیش سرخوده می شوند و از طرفی علی رغم هوش خوبی که دارند، در امور درسی ویادگیری مشکلات متعددی ناشی از حواسپرتی و بی توجهی پیدا می کنند. برای كودكان مبتلا به بیش فعالی وکم توجهی منتظر نوبت بازی ماندن یا در صف ماندن بسیارسخت و مشكل است.

این کودکان حرف دیگران را قطع كرده و پراندن پاسخهای بدون تأمل به سوالات دیگران، امری شایع است. برداشت افراد عادی از این كودكان به صورت افرادی با خویشتن داری ضعیف، روده دراز، مسئولیت ناپذیر، ناپخته یا كودك صفت، تنبل و كاملاً گستاخ می باشد.

 

 درمان های دارویی و عوارض آن:

ازداروهایی که به منظور درمان پیش فعالی استفاده می شود میتوان به  آمفتامین و ریتالین که پرکاربردترین داروهای این گروه هستند . آمفتامین را برای کودکان بالای سه سال و ریتالین را برای کودکان بالای شش سال تجویز می کنند. شایع ترین عوارض این داروها کاهش اشتها، بی خوابی، اضطراب، تحریک پذیری، شکم درد و سردرد است اکثر این عوارض پس از چند هفته از شروع درمان از بین می روند. استفاده از داروهای موثر بر سیستم عصبی از قبیل ریتالین تا حدی مشکلات این کودکان را رفع میکنند ولی این داروها عوارض جدی برای کودکان از جمله وابستگی به دارو در آنها ایجاد می‌کند در حالی که نوروفیدبک یک نوع یادگیری است که در خود مغز اتفاق میافتد و رفتار خود را می‌تواند تصحیح می‌کند. این روش درمانی به پیشرفت تحصیلیبچه ها در مدارس و همینطور در شکل گیری شخصیت اجتماعی کودکان نیز کمک شایانی را انجام می‌دهد این تنها یکی از موارد کاربرد نوروفیدبک میباشد.

مانند هر درمانی کامل کردن دورۀ درمان با نوروفیدبک بسیار مهم است و ناقص گذاشتن درمان، سبب عود علائم میگردد. همان گونه که  رانندگی را یاد میگیریم و آن را فراموش نمیکنیم، این یادگیری هم فراموش نمیشود. در حقیقت مغز مهارت جدیدی به دست آورده است. البته برای داشتن یک درمان کامل، علاوه بر رعایت ترتیب جلسات و کامل کردن آنها، همکاری خانواده و عمل به کلیه دستورات و راهنماییهای درمانگر ضروری است.

مدت زمان هر جلسه حدود یک ساعت است که بیشتر آن به نوروفیدبک و زمانی هم به انجام تمرینات و تکالیف دیگر اختصاص دارد. جلسات سه روز در هفته (یک روز در میان) و به مدت 40 جلسه (بطور متوسط در مورد کودکان بیش فعال و بی توجه وکودکان مبتلا به اختلال یادگیری) ادامه مییابند. این تعداد جلسات متغیر است و بستگی به حضور منظم و به موقع در جلسات، شدت مشکلات کودک، همکاری کامل با تیم درمان و انجام تکالیف مختلف در خانه دارد.  

افسردگی:

      

افسردگی می‌تواند شخص را از شادی های زندگی محروم سازد. به طور سنتی درمان افسردگی با دارو صورت میگیرد که با عوارض جانبی همراه است. حتی با مصرف دارو افراد افسرده با مشکلات خود مبارزه میکنند. دارو ها به مغز یاد نمیدهند که چطور خود را از الگو های ناسالم رها کند. هرچند این دارو ها می‌تواند اثرات مثبتی را در شخص افسرده ایجاد کند اما می‌تواند وابستگی به داروها در شخص ایجاد کند.

=         از جمله عوارض جانبی ناراحت کننده،

=         توقف مصرف یک باره این دارو ها دشوار است

=        تحمل دارویی ایجادمیکنند (با گذشت زمان دوز دارویی مورد نیازشخص افزایش وهمان اثرات ضد افسردگی قبل را میگذارد ونه بیشتر!

=         با ترک مصرف دارو دوباره حالات بیماری بروز می‌کند.

کاربرد نوروفیدبک در افسردگی :

مغز و تفکیک امواج مغزی و تعدیل کردن امواج اثر خود را میگزارد. آموزش مغز یک روش موثر در درمان افسردگی و زمانی که فرد افسرده دارو دریافت می‌کند و در کنار آن به درمان با نوروفیدبک میپردازد دوز دارو توسط پزشک متخصص کاهش داده می‌شود و این روند ادامه میابد تا امواج مغزی در طول زمان به وسیله نوروفیدبک به پایداری برسد. 

آموزش مغز توسط نوروفیدبک خلق و خو را تثبیت می‌کند.

گزارشات کلینیکی نشان داده است که پس از درمان توسط نوروفیدبک افراد افسرده به خلق پایدارمیرسند و همچنین انگیزه این افراد بهبود پیدا کرده است. نوروفیدبک می‌تواند افسردگی را به صورت ریشه ایی درمان کند چون به تصحیح الگو های مغزی نادرست کمک میکنددر عین حال روش غیر تهاجمی است که اثرات جانبی کمی از آن گزارش شده است.

 

حال این سوال مطرح می‌شود که نوروفیدبک چگونه به افسردگی کمک می‌کند؟ 

احساس نزول یا افسردگی حالتی است که که در زمان های زیادی از زندگی ممکن است بسیاری از افراد با آن روبه رو شوند ولی گذرا است و خلق و انگیزه فرد به صورت خود به خود و به طور طبیعی بهبود یابد. با این حال برخی افراد نمیتوانند بعد از یک دوره طولانی بر افسردگی غلبه کنند در این حالت فرد با در نظر گرفتن علائم بالینی که در وی وجود دارد افسرده نامیده می‌شود. تحقیقات بسیار نشان داده است که افسردگی یک اختلال نورولوژیکی است نه اختلال سایکولوژیکی. جلسات از یک بار در هفته تا چند بار در هفته تکرار می‌شود و مدت زمان آن به طور میانگین 30 دقیقه است. افرادی که مبتلا به افسردگی هستند بعد از گذشت چند جلسه بهبود را احساس می‌کند ولی برای پایداری الگوی مناسب امواج مغزی به جلسات بیشتری نیاز است.

هرچند استفاده از نوروفیدبک درمان مناسبی برای افسردگی هایی با شدت بیشتر (ماژور و خلقی دوقطبی) ، درمان مناسبی نمیباشد. لازم به ذکر است که تشخیص اینکه فرد دارای چه اختلالی است به عهده پزشک متخصص است. افسردگی ممکن است با اختلالاتی همچون درد مزمن و اختلالات خواب همراه باشد که این علائم با نوروتراپی برطرف می‌شود.

درمان دارویی و اثرات جانبی: 

برای عملكرد طبیعی، مغز به نروترانسمیترها نیاز دارد. در بیماران افسرده نوروترانسمیتر ها کاهش یافته و داروهای ضد افسردگی با قرار دادن این نرو ترانسمیترها (مواد شیمیایی طبیعی) در دسترس مغز، به بیماران افسرده كمك زیادی می كنند.

همانند سایر داروها، داروهای ضد افسردگی ممكن است عوارضی جانبی را در فرد مصرف كننده ایجاد كنند. البته كلیه افراد مصرف كننده به این عوارض جانبی مبتلا نمی شوند. هر نوع عارضه جانبی كه فرد، به آن مبتلا می شود بستگی به داروی انتخابی پزشک برای فرد افسرده دارد.

درمان استرس و اضطراب با نوروفیدبک:

استرس زمانی که به‌درستی مدیریت شود می‌تواند بهترین عملکرد را برای فرد داشته باشد. هرچند که قرار گرفتن به مدت طولانی در معرض استرس الگوهای مغزی را تحت فشار آن حالت خاص قرار می‌دهد درست مانند عضلات.  

اگر این نیرو (استرس) تقویت شونداین الگو ها با مغز قفل میشوند (تغییر شکل سیناپس یا اصطلاحا نوروبلاستیسیته) و برگشتن به حالت قبل از استرس سختتر می‌شود. در واقع استرس را مغز حالت نرمال خود تلقی می‌کند. زمانی که شخص در معرض استرس مزمن قرار میگیرد اکثر عملکرد های روزانه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. استرس بر روی تون سیستم عصبی مرکزی اثرگذار است. بر روی تعادل هورمونی، سرکوب سیستم عصبی مرکزی، بر تعادل هورمونی، سرکوب سیستم ایمنی بدن، پردازش ذهنی و کنترل احساسی اثرگذار است. افکار اضطرابی به سیستم فیزیولوژیکی آسیب میزند و می‌تواند هزاران مشکل ذهنی ایجاد کند. از جمله اختلالات متفاوتی که در مواجه با استرس ایجاد می‌شود میتوان به میگرن، اختلالات خواب، ترس، فوبیا، خشم، روده تحریک پذیر و خستگی آدرنال و فرسودگی شغلی میتوان اشاره کرد. نوروفیدبک روش هدفمندی است که نشان دهنده این است که مغز چگونه می‌تواند بدون تنش به حالت طبیعی خود برگردد.

 

مقالات مرتبط با تاثیر نوروفیدبک بر روی استرس:

Nature: Translational Psychiatry (2013)

Orbitofrontal cortex neurofeedback produces lasting changes in contamination anxiety and resting-state connectivity

Department of Biomedical Engineering, Yale University, New Haven, CT, USA

Department of Diagnostic Radiology, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychiatry, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Neurosurgery, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychology, Yale University, New Haven, CT, USA

Child Study Center, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Summary; Changes in resting-state connectivity in the target orbitofrontal region correlated with these improvements in anxiety. Matched subjects undergoing a sham feedback control task showed neither a reorganization of resting-state functional connectivity nor an improvement in anxiety. These data suggest that NF can enable enhanced control over anxiety by persistently reorganizing relevant brain networks and thus support the potential of NF as a clinically useful  therapy. link...

rody, S., Rau, H., Kohler, F., Schupp, H., Lutzenberger, W., & Birbaumer, N. (1994). Slow cortical potential biofeedback and the startle reflex. Biofeedback & Self-Regulation, 19(1), 1-12.

Egner, T., & Gruzelier, J. H. (2004). The temporal dynamics of electro encephalographic responses to alpha/theta neurofeedback training in healthy subjects. Journal of Neurotherapy, 8(1), 43-57.

Fisher, S. (2007).  Fpo2 and the regulation of fear.  NeuroConnections Newsletter, January 2007, 13, 15-17.

Kerson, C., Sherman, R.A., Kozlowski, G.P. (2009). Alpha suppression and symmetry training for generalized anxiety symptoms.  Journal of Neurotherapy 13(3), 146 – 155.

Jacobs, R.L. (2009). Rhythms of healing: A case study. Journal of Neurotherapy 13(4), 228 – 238

اختلال خواب و خستگی و درمان توسط نوروفیدبک: 

در طی خواب مغز فرصتی برای دسته‌بندی اطلاعات بر اساس اولویت اطلاعاتی که در طی روز می‌گیرد پیدا می‌کند. عملکرد فیزیکی نزدیک به دو برابر کاهش‌یافته و به همان سرعت با کاهش خواب ، عملکرد فیزیکی افت می‌کند. دلایل مشکلات خواب متنوع است. ممکن است به دلیل استرس، اضطراب، فرسودگی شغلی، تروما و یا تفکر حلقه ایی دائم ایجاد شود. علت هرچه باشد مغز توانایی بازگرداندن خواب به حالت صحیح را ازدست‌داده است. نوروفیدبک به بازگرداندن خواب به ریتم طبیعی کمک می‌کند. با آموزش توسط نوروفیدبک مغز کنترل و انعطاف‌پذیری خود و همچنین انتقال روان در سیستم عصبی مرکزی از فعالیت تا استراحت را به‌درستی می‌آموزد.در مورد اختلالات مزمن خستگی ، نوروفیدبک می‌تواند در طی فرآیندهایی به توازن و تقویت سیستم کمک کند. تغذیه مناسب در این مورد بسیار مهم است و به مغز فرصتی برای بازسازی و بهبود می‌دهد.

Bell, J. S. (1979). The use of EEG theta biofeedback in the treatment of a patient with sleep­onset insomnia.Biofeedback & Self Regulation, 4(3), 229­236

Berner ,  I.,  Schabus,  M.,  Wienerroither ,  T .,  &  Klimesch,  W.  (2006).The  significance  of  sigma  neurofeedback  training  on  sleep  spindles  and  aspects  of  declarative

.memory . Applied Psychophysiology & Biofeedback, 31(2), 97­1 14

.Feinstein, B., Sterman, M. B., & MacDonald, L. R. (1974). Effects of sensorimotor rhythm training on sleep. Sleep Research, 3, 134

Hoedlmoser , K., Pecherstorfer , T ., Gruber , E., Anderer , P ., Doppelmayr , M., Klimesch, W., & Schabus, M. (2008).  Instrumental conditioning of 

sensorimotor rhythm (12­15 Hz) and its impact on sleep as well as declarative learning.  human Sleep, 31(10), 1401­1408.

تروما: 

 

درزمینه عملکرد مغز، ضربه می‌تواند به‌عنوان یک رویداد یا تجربه ایی باشد که دیدگاه و جایگاه فرد در جهان را تغییر می‌دهد. ممکن است ضربه عاطفی و روانی با تک ضربه، یک حادثه، مانند تصادف وحشتناک، یک فاجعه طبیعی، و یا یک حمله خشونت‌آمیز ایجاد شود. تروما همچنین می‌توانید شامل استرس بی‌امان، مانند زندگی در یک محله مملو از جرم و جنایت و یا حتی مبارزه با سرطان باشد. اثراتی از تروما در جوامع مختلف بر روی قربانیان جنگ، قربانیان آزار جنسی و جسمی و عاطفی دیده می‌شود. وقایعی که باعث آسیب می‌شود می‌تواند بار روانی بسیار شدیدی برای مغز ایجاد کند.

  • تجربه تروما در دوران کودکی می‌تواند یک اثر شدید و طولانی‌مدت داشته باشد. کودکانی که دچار آسیب‌های روانی شده‌اند، جهان را به‌عنوان یک مکان ترسناک و خطرناک می‌بینند. هنگامی‌که ضربه دوران کودکی حل‌وفصل نشود، این مفهوم اساسی از ترس و درماندگی وارد بزرگسالی شده و زمینه را برای ضربه های بعدی بیشتر می کند. نتایج ترومای دوران کودکی از هر چیزی است که باعث مختل شدن احساس کودک از ایمنی و امنیت شود.

هوشیاری و تروما:

وضعیت افزایش هوشیاری بخشی از پاسخ جنگ و گریز است ودر نتیجه یک حالت مزمن گوش به زنگی ر ا ایجاد می‌کند. این وضعیت حالتی است که به اصطلاح شخص با موقعیت قفل شده است. منابع مغز در حالت آماده باش ثابت است و باعث بروز واکنش های نامناسب و یا حتی تهاجمی در زندگی روزمره می‌شود.

گوشه گیری و افسردگی:

هنگامی‌که یک تهدید کاملا جدی وجود داشته باشد سیستم عصبی به دنبال گریزی از این وضعیت است و مغز به سمت وضعیت توقف میرود. این نوع از تروما به طور کلی عدم سر زندگی، جدایی عاطفی و جداشدن را تجربه می‌کند.

آیا نوروفیدبک به درمان تروما کمک می‌کند؟

نوروفیدبک بر روی سطوح عمقی ناخودآگاه عمل می‌کند و می‌تواند به شکستن چرخه تروما و علائم پس از سانحه کمک می‌کند این کارتوسط شناسایی و سپس آموزش نواحی مغزی مرتبط صورت میگیرد و الگو های مغزی را به سمت حالت طبیعی سوق می‌دهد.

نوروفیدبک به مغز ابزاری برای حرکت از وقایع آسیب زای گذشته می‌دهد بدون آنکه در مورد آن وقایع صحبت کند یا توضیحی دهد. همان طورکه در مباحث قبلی ذکر شد یکی از شرایط لازم برای درمان موفقیت شرکت در تمامی جلسات نوروفیدبک و همکاری با نوروتراپ میباشد.

Anxiety / Post Traumatic Stress Disorder (PTSD) Neurofeedback Publications

Level 4: Efficacious (description of efficacy levels here) 

Nature: Translational Psychiatry (2013)

Orbitofrontal cortex neurofeedback produces lasting changes in contamination anxiety and resting-state connectivity

Department of Biomedical Engineering, Yale University, New Haven, CT, USA

Department of Diagnostic Radiology, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychiatry, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Neurosurgery, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychology, Yale University, New Haven, CT, USA

Child Study Center, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Summary; Changes in resting-state connectivity in the target orbitofrontal region correlated with these improvements in anxiety. Matched subjects undergoing a sham feedback control task showed neither a reorganization of resting-state functional connectivity nor an improvement in anxiety. These data suggest that NF can enable enhanced control over anxiety by persistently reorganizing relevant brain networks and thus support the potential of NF as a clinically useful therapy. link...

Brody, S., Rau, H., Kohler, F., Schupp, H., Lutzenberger, W., & Birbaumer, N. (1994). Slow cortical potential biofeedback and the startle reflex. Biofeedback & Self-Regulation, 19(1), 1-12.

Burti, L., & Siciliani, O. (1983). Increase in alpha-rhythm in anxious subjects using biofeedback: A preliminary study. Psichiatria Generale e del Eta Evolutiva, 21(2-4), 79-97.

Chisholm, R. C., DeGood, D. E., & Hartz, M. A. (1977). Effects of alpha feedback training on occipital EEG, heart rate, and experiential reactivity to a laboratory stressor.Psychophysiology, 14(2), 157-163.

Egner, T., & Gruzelier, J. H. (2004). The temporal dynamics of electro encephalographic responses to alpha/theta neurofeedback training in healthy subjects. Journal of Neurotherapy, 8(1), 43-57.

Egner, T., Strawson, E., & Gruzelier, J. H. (2002). EEG signature and phenomenology of alpha/theta neurofeedback training versus mock feedback. Applied Psychophysiology & Biofeedback, 27(4), 261-270.

Fisher, S. (2007).  Fpo2 and the regulation of fear.  NeuroConnections Newsletter, January 2007, 13, 15-17.

Garrett, B. L., & Silver, M. P. (1976). The use of EMG and alpha biofeedback to relieve test anxiety in college students. Chapter in I. Wickramasekera (Ed.), Biofeedback, Behavior Therapy, and Hypnosis. Chicago: Nelson-Hall.

اگر قسمتی از مغز چین خوردگی خود را از دست دهد می‌تواند شخص را با طیفی از مشکلات درگیر سازد. در بیشتر موارد خوشه ایی از علائم دارای ریشه مشابهی هستند. با نگاه کردن به این الگوهای مغزی تولید شده یک عدم تعادل و یا یک اختلال یا بی نظمی در آن دیده می‌شود و سپس توسط شناسایی و آموزش نقاط از تعادل خارج شده میتوان آن را تصحیح کرد. از انجایی که میدانیم هر کدام از مناطق مغزی چه بخشی از فعالیت ها را انجام می‌دهد میتوان نقاطی که به صوت خوشه ایی درست کار نمیکند را شناسایی کرد. از طرفی توسط نقشه مغزی (brain map) میتوان نقاطی را که دارای عملکرد نادرست میباشد را ارزیابی کرد.  

اوتیسم:

مغز مبتلایان به اوتیسم و درمان آن به‌عنوان یکی از چالش های بشری محسوب می‌شود و هنوز مشخص نیست که مغز مبتلایان به اوتیسم چگونه فعالیت می‌کند. در نتیجه نوروفیدبک هنوز جایگاه خود را در درمان اوتیسم پیدا نکرده است. کودکان مبتلا به اوتیسم که تحت درمان نوروفیدبک قرار گرفته اند بهبودی در رفتار وهمچنین گفتار واضحتر و تمرکز بالاتری پیدا کرده اند.

 

 

اگر قسمتی از مغز چین خوردگی خود را از دست دهد می‌تواند شخص را با طیفی از مشکلات درگیر سازد. در بیشتر موارد خوشه ایی از علائم دارای ریشه مشابهی هستند. با نگاه کردن به این الگوهای مغزی تولید شده یک عدم تعادل و یا یک اختلال یا بی نظمی در آن دیده می‌شود و سپس توسط شناسایی و آموزش نقاط از تعادل خارج شده میتوان آن را تصحیح کرد. از انجایی که میدانیم هر کدام از مناطق مغزی چه بخشی از فعالیت ها را انجام می‌دهد میتوان نقاطی که به صوت خوشه ایی درست کار نمیکند را شناسایی کرد. از طرفی توسط نقشه مغزیbrain map میتوان نقاطی را که دارای عملکرد نادرست میباشد را ارزیابی کرد.

فوبیا :

 

فوبیا ترس بیمارگونه‌ای است که به شدت مبالغه‌آمیز و حتی توهمی است؛ به عبارت دیگر، مقدار ترسی که تجربه می‌شود متناسب با آن چه سبب ترس شده نیست فوبیا‌ها در دسته اختلالات اضطرابی دسته‌بندی شده‌ و بسیار شایع هستند. انجمن روانپزشکی آمریکا گزارش کرده است که سالانه تا ۸ درصد از بزرگ‌سالان آمریکایی از یکی از انواع فوبیاها رنج می‌برند . ترس واکنش عادی و محافظتی در انسان است که در مواجه با عوامل خطر زا از خود بروز می‌دهد در موقعیت‌های خطرناک، ترس یک واکنش طبیعی و حتی مفید و نجات‌دهنده است.

از سوی دیگر، فوبیا ترس بیمارگونه‌ای است که به‌شدت مبالغه‌آمیز و حتی توهمی است؛ به‌عبارت‌دیگر، مقدار ترسی که تجربه می‌شود متناسب با آنچه سبب ترس شده نیست و این نه‌تنها مفید و نجات‌دهنده نیست، بلکه سبب محدودیت‌ فعالیت‌های فرد شده و بر زندگی روزمرۀ او تأثیر منفی به‌جا می‌گذارد. 

 از نظر تخصصی، فوبیاها را می‌توان به سه دسته‌ی عمده تقسیم کرد:

الف فوبیاهای خاص:

شامل ترس غیرمنطقی و نامعقول از یک موضوع یا موقعیت خاص است 

1)ترس از حیوانات، 2) ترس از عوامل طبیعی، 3 )ترس مرتبط با زخم و خون، 4) ترس موقعیتی، 5) ترس از عوامل دیگر مثل افتادن از پرتگاه، ترس از صدای بلند و ... 

 

ب )  فوبیاهای اجتماعی:

این فوبیا به نام ترس از جمع نیز خوانده‌شده و عبارت از داشتن ترس شدید و فلج‌کننده از موقعیت‌های اجتماعی است. چنین افراد به شدت کم ‌جرئت بوده، در برابر دیگران دست‌پاچه شده و بسیار خجالت می‌کشند. ترس از صحبت کردن در اجتماع معمول‌ترین نوع این فوبیا است.

دانشمندان بر این باورند که این اختلال به علت مشکل غده‌ای در مغز به نام آمیگدالا به وجود می‌آید. این غده در مرکز مغز وجود دارد و وظیفه‌ی آن کنترل ترس است. هم چنان مطالعات روی حیوانات این احتمال را به وجود آورده که ترس اجتماعی می‌تواند ژنتیک باشد. عده‌ی دیگری از دانشمندان علت را حساس بودن، نارضایتی‌ها و فشارهای روانی می‌دانند.

ج ) فوبیا از مکان‌های باز:

ترس بیمارگونه از مکانهای عمومی و مکان‌های باز است که پیشرفت آن منجر به «حملۀ وحشت‌زدگی» می‌شود. این افراد از بودن در مکان‌هایی که فرار از آن جا مشکل است یا امکان کمک‌رسانی فوری به آن جا نیست، می‌ترسند. چنین افرادی از حضور در مکان‌های شلوغ مثل مراکز خرید، سالن‌های تئاتر یا سینما‌ها اجتناب می‌کنند. حتی ایستادن در صف نیز ترس آن‌ها را تحریک می‌کند. هم‌چنین احتمالاً از سوارشدن در اتوبوس، هواپیما، قطار و وسایل دیگر دوری می‌کنند. در موارد شدیدتر بیمار صِرفاً در خانه احساس امنیت و آرامش می‌کند.

علائم شایع فوبیا:

نفس‌تنگی یا احساس خفگی

تپش قلب

 درد یا ناراحتی در قفس سینه

عرق 

تهوع و سرگیجه 

ترس از دست دادن کنترل 

کرختی و سوزن سوزن شدن تمام بدن 

کج‌خلقی و چسبیدن به پدر و مادر

 

اختلالات مربوط به خورد وخوراک و درمان با نوروفیدبک :

 

ating Disorders ( اختلال های خورد و خوراک ) اختلال شدید در عادت های غذایی است . مثلا بی میلی شدید نسبت به غذا خوردن و یا پر خوری بیش از حد . این رفتارها باعث می شود که شخص بیمار در مورد سلامتی و تناسب اندام خود احساس ناراحتی و آشفتگی کند . حالت های اصلی اختلال های خورد و خوراک Anorexia Nervosa ( بی اشتهایی عصبی ) ،Bulimia Nervosa ( پر خوری عصبی ) هستند . فردی که از بی اشتهایی عصبی رنج می برد ، گرسنگی می کشد تا لاغر بماند . در این حالت فرد شدیدا از وزنش کاسته می شود . یک برآورد نشان می دهد که 3.7 تا 5 درصد خانم ها دچار این مشکل هستند . 

همان گونه که از نوروفیدبک برای درمان اختلالاتی همچون بیش فعالی و افسردگی و اضطراب واختلالات دیگر استفاده میشود از نوروفیدبک میتوان برای درمان اختلالات خوردن و سایر وابستگی ها نیز استفاده کرد . اختلال  روانی خوردن که به صورت مزمن نیز تبدیل میشودیکی از دشوارترین درمان ها را درمیان بیماری های روانی را حالت مزمن بیماری دارد و میزان مرگ و میر ناشی از آن بسیار بالااست . از آنجایی که اختلال خوردن و اعتیاد اختلال مغزی برای شخص محسوب میشود . بنابر این میتوان با آموزش دوباره مغز این اختلالات را بهبود بخشید . نوروفیدبک به ما اجازه باز آموزی صحیح را میدهد . در چنین اختلالاتی حتی اگر شخص بخواهد با بیماریش مقابله کند باز به سختی قادر به مبارزه با ان میباشد .این نبرددرمغز انسان  طاقت فرساست و مراجعان خسته و درمانده به دنبال راهی برای حل مشکل خود میباشند . نوروفیدبک به آموزش مجدد مغز و در نتیجه تصمیم گیری مجدد آن کمک میکند . نوروفیدبک به فرد میآموزد که از لغزش ها به دور بماند . تقویت تقریبا فوری صورت میگیرد و تصمیم گیری نسبت به قبل  بهبود میابد . به نوعی ارتباط بین ذهن و بدن در افراد مبتلا به اعتیاد قطع میشود و نوروفیدبک به بازگرداندن ارتباط بین مغز و بدن و تثبیت این حالت و همینطوربه ثبات حالات احساسی کمک میکند . حتی اگر این احساس برای شخص خوشایند نباشد .

در حالی که تحقیقات مبتنی بر تحقیقات علوم عصب شناختی بر روی درمان انواع اعتیاد ادامه دارد ادغام ازمون های شناختی با الکتروآنسفالوگرافی واندازه گیری های شناختی ورفتاری و نوروفیدبک و مداخلات مبتنی بر اقدامات خاص میتواند در پیشرفت درمان مفید واقع شود.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوروفیدبک چیست و چگونه به ما کمک می‌کند؟

 نوروفیدبک مثل آینه عمل میکند . همانطور که از آینه برای دیدن ظاهر خود استفاده میکنیم میتوان از نوروفیدبک برای دیدن امواج مغزی استفاده کرد . با استفاده از این روش میتوان عیب و نقصی که در مورد امواج مغزی پیش آمده را برطرف ساخت تا مغز بتواند به بهترین نحو ممکن عمل کند. نوروفیدبک روشی برای تعیین کمیت و آموزش به مغز است. در واقع به آن بیوفیدبک امواج مغزی گفته می‌شود.

 

پایه اینکه نوروفیدبک چگونه تاثیر میگذارد فریب دادن مغز است. قسمت عمده یادگیری ما در سطح ناخود آگاه رخ میدهد این قسمت همان جایی است که مغز به طور مستقیم و خودکار سیگنال های فیدبکی را کنترل میکند. این روش مانند یادگیری دوچرخه است که در آن پس از یادگیری کامل یه فراموشی سپرده نمیشود و نوروفیدبک مانند این روش ها ماندگار خواهد بود . ارتباط بین گروه های مختلف سلول های مغزی که افکار، احساسات و اعمال دیگر را تحت تاثیر قرارمیدهد. این فعالیت ها از شکل پایه امواج مغزی قابل تشخیص است ایمپالس های الکتریکی توسط امواج مغزی تولید شده‌اند. در طی جلسات نوروفیدبک سنسورها امواج مغزی را تشخیص و میتوان آنها را دید. کامپیوتر به مقایسه فعالیت امواج مغزی میپردازد تا به هدفی که میخواهد برسد. صداها و تصاویر به سرعت نشان می‌دهد که مغز به اهداف خود رسیده است یا خیر. هدف این کار اثر بر روی نقاطی است که فعالیت آنها افزایش یافته و یا سرکوب شده است. از طریق این روش ساده شما یاد میگیرید که چطور امواج افزایش یافته و یا ساپرس شده خود را تعدیل و به عملکرد بهینه برسانید. چیزی شبیه به تقویت عضلات، در این حالت است که مغز با صرف انرژی کمتر به حد اکثر توان خود در انجام فعالیت ها میرسد (پلاستیسیته سیناپسی)؛ 

 

از آنجایی که فعالیت امواج مغزی نیاز به اکسیژن و گلوکز دارد در صورت نبود این فاکتورها امواج مغزی تولید نمیشود .جریان خون وظیفه انتقال  اکسیژن و گلوکز در قسمت های مختلف مغز را دارد . در اختلالاتی همچون  ADHDو OCDجریان خون کافی به مناطقی از مغز نمیرسد . 

شخصی به نام  دیویدسون در سال 1998ارتباط بین کاهش میزان جریان خون مغز و کاهش عملکرد مناطق مربوطه را بدست آورد . مغز به‌عنوان حاکم و فرمانده سلامت کلی بدن از جمله سلامت عاطفی و سلامت روانی آموزش آن به مراتب باعث رسیدن به عملکرد بهتر می‌شود. البته براي داشتن يك درمان كامل علاوه بر رعايت ترتيب جلسات و كامل كردن آن ، همكاري خانواده و عمل به كليه ي دستور ها و راهنمايي هاي درمانگر ضروريست . در پ‍ژوهش طولي در كشور امريكا ماندگاري آثار نروفيدبك تا 10 سال پس از درمان در كودكان ADHD گزارش شده است . ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک نوروفیدبک راه بسیار عالی برای حل مسائلی که طیف گسترده ایی از ذهن را درگیر خود ساخته است میباشد. نوروفیدبک برای تدریس به کودکان بیش فعال و اینکه چطور آرام شوند و تمرکز داشته باشند بسیار موثر است (به‌عنوان خط اول درمان در نوروفیدبک محسوب می‌شود). ناسا برای عملکرد بهتر فضا نوردان از نوروفیدبک استفاده می‌کند.ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک استفاده می‌کند. همچنین نوروفیدبک به‌عنوان یک مداخله جدید برای PTSD و آسیب‌های مغزی اتخاذ شده است.

ازمبتکران برجسته نوروفیدبک Elmer & Alyce Green و Joe Kamiya بودند. میتوان گفت که آنها پیشگامان نوروفیدبک بودند. Elmer Green به‌عنوان پدر بیوفیدبک شناخته شده است. درسالهای 1958 مشخص شد که مغز توانایی کنترل امواج مغزی از طریق فیدبک رادارد. تمرکز جو کامیا بر روی آموزش آلفا بود که در ایجاد حالت آرامش و تفکر نقش دارد. در اواخر دهه 60، عده ایی نوروفیدبک را اکسیری برای درمان استرس میدانستند. ولی در آن سالها به خاطروجود مشکلاتی همچون نبود تجهیزات مناسب و نویز فراوان، سیگنال های کمی قابل مشاهده بود و تنها عده اندکی که تجهیزات مناسبی داشتند قادر به ثبت امواج مغزی بودند و به این دلایل نوروفیدبک به حاشیه برده شد و آموزش امواج آلفا و بیوفیدبک در آن سال ها دچار سقوط شد.

 

بازگشت نوروفیدبک درسال 1980

 

دکتر Siegfried Othmer فیزیکدان و همسرش Sue نوروبیولوژیست در سال 1985 نوروفیدبک را دوباره به عرصه پژوهش بازگرداندند. در حالی که پسرشان برایان که دارای اختلال چند گانه شامل تب، صرع، سندرم توره، آسپرگر بود و پس از ماه ها آموزش نوروفیدبک، وضعیت زندگی برایان بهبود یافت.

 

 

امروزه نوروفیدبک بیشترین پیشرفت خود را مدیون دانشمندی به نام Barry Sterman  است. ایشان دکتری روانشناسی و علوم اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا است. تحقیقات استرمن در نهایت منجر به کشف درمان موثری برای برخی بیماری های نورولوژیکی شد. دستیابی به این حقیقت از طریق آزمایشاتی شبیه به آزمایشات پائولوف بر روی مغز گربه صورت گرفت. آزمایش اولیه بر روی 30 گربه درون قفس بدون دسترسی به مواد غذایی انجام گردید. در یک زمان مشخص گربه درون یک اتاقک به همراه کاسه خالی و یک اهرم قرار گرفته شد. هنگامی‌که گربه اهرم را فشار میداد شیر و سوپ مرغ به کاسه خالی میریخت. به نوعی گربه شروع به یادگیری هرآنچه که برای بدست آوردن غذا بود میپرداخت. در مرحله بعد فاکتور صدا نیز به آزمایش اضافه شد. هنگامی‌که صدا در محفظه پخش میشد و گربه اهرم را فشار میداد هیچ غذایی دریافت نمیکرد و هنگامی‌که صدا قطع میشد و گربه اهرم را فشار میداد میتوانست غذا (به‌عنوان پاداش) دریافت کند. استرمن متوجه شد که گربه در مرحله انتظار برای قطع صدا، وارد فاز خاصی از هوشیاری میشد. امواج مغزی ثبت شده در این حالت که دارای ریتم 15 - 12 هرتز بودند که استرمن آن را امواج Sensorimotorrhythm(SMR )یا ریتم حسی-حرکتی نامید. دکتر استرمن شگفت زده از این  امر شد که میتوانست با آموزش گربه نوع خاصی از امواج را در گربه ارتقا دهد. در آزمایش بعدی اهرم حذف گردید و زمانی به گربه ها غذا داده می شد که بتوانند موج SMR را به مدت نیم ثانیه ایجاد کنند و این نخستین باری بود که استرمن توانست امواج مغزی و رفتار نورون ها را تغییر دهد و یافته های آن منجر به کشف روش نوروفیدبک شد. در سال 1967 این یافته ها در Brain Research منتشر شد و مورد توجه مجلات پزشکی قرار گرفت. بعد از گذشت مدت کوتاهی دکتر استرمن به ناسا رفت و به بررسی وضعیت فضانوردانی که در معرض سوخت های موشکی سمی قرار میگرفتند پرداخت؛ زیرا آنها با عوارض جانبی منفی همچون تشنج مواجه شدند. دکتر استرمن شروع به مطالعه بر روی این سوخت ها و آزمایش این سوخت ها بر روی گربه ها پرداخت. انتظار میرفت که گربه ها با عوارضی همچون تشنج رو به روشوند ولی این عوارض در گربه هایی که آموزش EEG دیده بودند اتفاق نیافتاد و آستانه تشنج در آنها بالا رفته بود. این کشفیات باعث شد که تحقیقات گسترده ایی درزمینه اینکه چگونه تشنج، آستانه و طول مدت آن توسط آموزش EEG بهبود میابد. در این تحقیقات مشخص نبود که چطور امواج مغزی آموزش و بعد از آن بهبود یافته است. مرحله بعدی اجرای این آزمایشات بر روی انسان بود و آزمایشات جدید آغازشد و دکتر استرمن تجهیزات نوروفیدبک را جمع آوری و زمانی که امواج SMR ایجاد میشد چراغ سبز و در نبود این امواج چراغ قرمز میشد. بنابر این بیمار میبایست چراغ سبز را روشن و چراغ قرمز را خاموش نگه میداشت. نتایج نشان داد که 65% صرع بیماران بهبود یافت و به این ترتیب دریچه شگفت انگیزی برای درمان بیماری صرع گشوده شد.

 

اکنون دکتر استرمن استاد بازنشسته گروه نورولوژی ورفتاری روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا است. او 6 کتاب در مورد عوامل شرطی سازی انسان و حیوانات و بیش از 30 فصل از کتب دیگرو همین طور بیش از صد مقاله در مورد تعدیل نورون ها و همینطور روند های فیزیولوژیکی که در ان یک تک نورون که با استفاده از نوروترانسمیترها گروه های مختلف نورونی را تعدیل می‌کند دارد.

در حال حاضرکاربردهای درمانی نوروفیدبک در بیش‌فعالی/كمبود توجه (AD/HD) ، اضطراب (Anxiety)، ناتوانی یادگیری (Learning Disability) ، صرع (تشنج)، اختلالات خواب، آسیب وسکته مغزی، دردهای مزمن و سردردهای میگرنی، افسردگی و سوءمصرف مواد می‌‌باشد.

افزایش عملکرد شناختی:

مغز مانند هراندام دیگر در بدن است با انجام تمارین و فعالیت های ورزشی عملکرد بهتری را از خود نشان می‌دهد. مغز کارآمد می‌تواند در مدت زمان کوتاهتر و با دقت بیشتر فعالیت های خود را به انجام برساند. همینطور نوروفیدبک باعث بهبود و تقویت عملکرد عضلات و ماهیچه ها در ورزشکاران می‌شود به طور کلی نوروفیدبک باعث ارتقا ارتباطات عصبی دریک نقطه خاص از مدارات نورونی سیستم عصبی مرکزی می‌شود. به منظور پیشرفت شغلی (وکلا، مدیران ارشد و...) میتوان از نوروفیدبک علاوه بربالا بردن تمرکز در بالا بردن اعتماد به نفس و کنترل خونسردی و خشم استفاده کرد.

                 

. آموزش تمرکز با استفاده از نوروفیدبک در دانش آموزان و ورزشکاران المپیک و جراحان و فوتبالیست ها وکودکان دارای پیش فعالی کاربرد دارد. نوروفیدبک به افراد یاد میدهد که چطور تمرکز خود را افزایش دهند و به نحو احسن در جهت ارتقا و پیشرفت در زمینه های مختلف از ان استفاده کنند.

 

     

 یک مشکل در برخی از افراد کاهش تمرکز به هنگام اضطراب است و هرچه تلاش میکنند نمیتوانند تمرکز کافی برای انجام کار خود داشته باشند. یا تمرکز بیش از حد بر یک مشکل یا مسئله که به‌عنوان عامل بازدارنده برای توجه به سایر مطالب است (وسواس فکری) که خود باعث آشفتگی و سرگردانی شخص می‌شود.

 

 

Albert, A.O, Andrasik, F, Moore, J.L & Dunn, B.R. (1998). Theta/beta training for attention, concentration and memory improvement in the geriatric population. Applied Psychophysiology and Biofeedback,23(2), 109. Abstract

Arns, M., Kleinnijenhuis, M., Fallahpour, K., & Bretler, R. (2007).  Golf performance enhancement and real-life neurofeedback training using personalized event-locked EEG profiles.  Journal of Neurotherapy, 11(4), 11-18.

 

Bazanova, O.M., AftanasL.I. (2010).Individual EEG alpha activity analysis for enhancement neurofeedback efficiency: Two case studies.  Journal of Neurotherapy 14(3), 244 – 253.

Boyd, W.D & Campbell, S.E. (1998) EEG biofeedback in schools: The use of EEG biofeedback to treat ADHD in a school setting. Journal of Neurotherapy, 2(4), 65-71.

Carmody, D. P., Radvanski, D. C., Wadhwani, S., Sabo, J. J., & Vergara, L. (2001). EEG biofeedback training and attention-deficit/hyperactivity disorder in an elementary school setting. Journal of Neurotherapy, 4(3), 5-27.

Egner, T., & Gruzelier, J. H. (2004).EEG biofeedback of low beta band components: Frequency-specific effects on variables of attention and event-related brain potentials.Clinical Neurophysiology, 115(1), 131-139.

Fehmi, L. G. (2007).  Multichannel EEG phase synchrony training and verbally guided attention training for disorders of attention.  Chapter in J. R. Evans (Ed.), Handbook of Neurofeedback.  Binghampton, NY: Haworth Medical Press, pp. 301-319.

Kwon, H., Cho, J., Lee, E. (2009). EEG asymmetry analysis of the left and right brain activities during simple versus complex arithmetic learning. Journal of Neurotherapy 13(2), 109 – 116 

بیش فعالی (ADHD)

امروزه بیش از هر زمان دیگری از نوروفیدبک برای درمان کودکان بیش فعال و کم توجه استفاده می‌شود. بیش از 75 در صد از کودکان مبتلا به بیش فعالی و کم توجهی به وسیله نوروفیدبک بهبودی کامل پیدا میکنند. نوروفیدبک خط اول درمان در کشور آمریکا برای کودکان دارای نقص توجه وبیش فعالی میباشند؛ و این روش می‌تواند در کودکانی که مطالب آموزشی را به سختی فرا میگیرد کمک کننده باشد. در کودکانی که دائما حواسشان از تکلیف پرت می‌شود معمولا دارای کمبود توجه هستند . تظاهرات بالینی این کودکان شامل خطاهای بیدقتی، نادیده گرفتن و حذف جزئیات، اشکال در روابط اجتماعی و عزت نفس پایین.

این افراد ممکن است نتوانند به عواقب منفی، مخرب و یا حتی خطرناک رفتارهای خود توجه کنند لذا این افراد به رفتارهای پر مخاطره بیشتر دست میزنند. مسمومیتها و صدمات اتفاقی در كودكان مبتلا به بیش فعالی وکم توجهی متداول است. ضمن آنکه رفتار دیگران با این کودکان که خود حاصل اعمال مخرب این کودکان میباشد باعث گوشه گیری و افت اعتماد به نفس در این کودکان می‌شود وآنها بیش از پیش سرخوده می شوند و از طرفی علی رغم هوش خوبی که دارند، در امور درسی ویادگیری مشکلات متعددی ناشی از حواسپرتی و بی توجهی پیدا می کنند. برای كودكان مبتلا به بیش فعالی وکم توجهی منتظر نوبت بازی ماندن یا در صف ماندن بسیارسخت و مشكل است.

این کودکان حرف دیگران را قطع كرده و پراندن پاسخهای بدون تأمل به سوالات دیگران، امری شایع است. برداشت افراد عادی از این كودكان به صورت افرادی با خویشتن داری ضعیف، روده دراز، مسئولیت ناپذیر، ناپخته یا كودك صفت، تنبل و كاملاً گستاخ می باشد.

 

 درمان های دارویی و عوارض آن:

ازداروهایی که به منظور درمان پیش فعالی استفاده می شود میتوان به  آمفتامین و ریتالین که پرکاربردترین داروهای این گروه هستند . آمفتامین را برای کودکان بالای سه سال و ریتالین را برای کودکان بالای شش سال تجویز می کنند. شایع ترین عوارض این داروها کاهش اشتها، بی خوابی، اضطراب، تحریک پذیری، شکم درد و سردرد است اکثر این عوارض پس از چند هفته از شروع درمان از بین می روند. استفاده از داروهای موثر بر سیستم عصبی از قبیل ریتالین تا حدی مشکلات این کودکان را رفع میکنند ولی این داروها عوارض جدی برای کودکان از جمله وابستگی به دارو در آنها ایجاد می‌کند در حالی که نوروفیدبک یک نوع یادگیری است که در خود مغز اتفاق میافتد و رفتار خود را می‌تواند تصحیح می‌کند. این روش درمانی به پیشرفت تحصیلیبچه ها در مدارس و همینطور در شکل گیری شخصیت اجتماعی کودکان نیز کمک شایانی را انجام می‌دهد این تنها یکی از موارد کاربرد نوروفیدبک میباشد.

مانند هر درمانی کامل کردن دورۀ درمان با نوروفیدبک بسیار مهم است و ناقص گذاشتن درمان، سبب عود علائم میگردد. همان گونه که  رانندگی را یاد میگیریم و آن را فراموش نمیکنیم، این یادگیری هم فراموش نمیشود. در حقیقت مغز مهارت جدیدی به دست آورده است. البته برای داشتن یک درمان کامل، علاوه بر رعایت ترتیب جلسات و کامل کردن آنها، همکاری خانواده و عمل به کلیه دستورات و راهنماییهای درمانگر ضروری است.

مدت زمان هر جلسه حدود یک ساعت است که بیشتر آن به نوروفیدبک و زمانی هم به انجام تمرینات و تکالیف دیگر اختصاص دارد. جلسات سه روز در هفته (یک روز در میان) و به مدت 40 جلسه (بطور متوسط در مورد کودکان بیش فعال و بی توجه وکودکان مبتلا به اختلال یادگیری) ادامه مییابند. این تعداد جلسات متغیر است و بستگی به حضور منظم و به موقع در جلسات، شدت مشکلات کودک، همکاری کامل با تیم درمان و انجام تکالیف مختلف در خانه دارد.  

افسردگی:

      

افسردگی می‌تواند شخص را از شادی های زندگی محروم سازد. به طور سنتی درمان افسردگی با دارو صورت میگیرد که با عوارض جانبی همراه است. حتی با مصرف دارو افراد افسرده با مشکلات خود مبارزه میکنند. دارو ها به مغز یاد نمیدهند که چطور خود را از الگو های ناسالم رها کند. هرچند این دارو ها می‌تواند اثرات مثبتی را در شخص افسرده ایجاد کند اما می‌تواند وابستگی به داروها در شخص ایجاد کند.

=         از جمله عوارض جانبی ناراحت کننده،

=         توقف مصرف یک باره این دارو ها دشوار است

=        تحمل دارویی ایجادمیکنند (با گذشت زمان دوز دارویی مورد نیازشخص افزایش وهمان اثرات ضد افسردگی قبل را میگذارد ونه بیشتر!

=         با ترک مصرف دارو دوباره حالات بیماری بروز می‌کند.

کاربرد نوروفیدبک در افسردگی :

مغز و تفکیک امواج مغزی و تعدیل کردن امواج اثر خود را میگزارد. آموزش مغز یک روش موثر در درمان افسردگی و زمانی که فرد افسرده دارو دریافت می‌کند و در کنار آن به درمان با نوروفیدبک میپردازد دوز دارو توسط پزشک متخصص کاهش داده می‌شود و این روند ادامه میابد تا امواج مغزی در طول زمان به وسیله نوروفیدبک به پایداری برسد. 

آموزش مغز توسط نوروفیدبک خلق و خو را تثبیت می‌کند.

گزارشات کلینیکی نشان داده است که پس از درمان توسط نوروفیدبک افراد افسرده به خلق پایدارمیرسند و همچنین انگیزه این افراد بهبود پیدا کرده است. نوروفیدبک می‌تواند افسردگی را به صورت ریشه ایی درمان کند چون به تصحیح الگو های مغزی نادرست کمک میکنددر عین حال روش غیر تهاجمی است که اثرات جانبی کمی از آن گزارش شده است.

 

حال این سوال مطرح می‌شود که نوروفیدبک چگونه به افسردگی کمک می‌کند؟ 

احساس نزول یا افسردگی حالتی است که که در زمان های زیادی از زندگی ممکن است بسیاری از افراد با آن روبه رو شوند ولی گذرا است و خلق و انگیزه فرد به صورت خود به خود و به طور طبیعی بهبود یابد. با این حال برخی افراد نمیتوانند بعد از یک دوره طولانی بر افسردگی غلبه کنند در این حالت فرد با در نظر گرفتن علائم بالینی که در وی وجود دارد افسرده نامیده می‌شود. تحقیقات بسیار نشان داده است که افسردگی یک اختلال نورولوژیکی است نه اختلال سایکولوژیکی. جلسات از یک بار در هفته تا چند بار در هفته تکرار می‌شود و مدت زمان آن به طور میانگین 30 دقیقه است. افرادی که مبتلا به افسردگی هستند بعد از گذشت چند جلسه بهبود را احساس می‌کند ولی برای پایداری الگوی مناسب امواج مغزی به جلسات بیشتری نیاز است.

هرچند استفاده از نوروفیدبک درمان مناسبی برای افسردگی هایی با شدت بیشتر (ماژور و خلقی دوقطبی) ، درمان مناسبی نمیباشد. لازم به ذکر است که تشخیص اینکه فرد دارای چه اختلالی است به عهده پزشک متخصص است. افسردگی ممکن است با اختلالاتی همچون درد مزمن و اختلالات خواب همراه باشد که این علائم با نوروتراپی برطرف می‌شود.

درمان دارویی و اثرات جانبی: 

برای عملكرد طبیعی، مغز به نروترانسمیترها نیاز دارد. در بیماران افسرده نوروترانسمیتر ها کاهش یافته و داروهای ضد افسردگی با قرار دادن این نرو ترانسمیترها (مواد شیمیایی طبیعی) در دسترس مغز، به بیماران افسرده كمك زیادی می كنند.

همانند سایر داروها، داروهای ضد افسردگی ممكن است عوارضی جانبی را در فرد مصرف كننده ایجاد كنند. البته كلیه افراد مصرف كننده به این عوارض جانبی مبتلا نمی شوند. هر نوع عارضه جانبی كه فرد، به آن مبتلا می شود بستگی به داروی انتخابی پزشک برای فرد افسرده دارد.

درمان استرس و اضطراب با نوروفیدبک:

استرس زمانی که به‌درستی مدیریت شود می‌تواند بهترین عملکرد را برای فرد داشته باشد. هرچند که قرار گرفتن به مدت طولانی در معرض استرس الگوهای مغزی را تحت فشار آن حالت خاص قرار می‌دهد درست مانند عضلات.  

اگر این نیرو (استرس) تقویت شونداین الگو ها با مغز قفل میشوند (تغییر شکل سیناپس یا اصطلاحا نوروبلاستیسیته) و برگشتن به حالت قبل از استرس سختتر می‌شود. در واقع استرس را مغز حالت نرمال خود تلقی می‌کند. زمانی که شخص در معرض استرس مزمن قرار میگیرد اکثر عملکرد های روزانه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. استرس بر روی تون سیستم عصبی مرکزی اثرگذار است. بر روی تعادل هورمونی، سرکوب سیستم عصبی مرکزی، بر تعادل هورمونی، سرکوب سیستم ایمنی بدن، پردازش ذهنی و کنترل احساسی اثرگذار است. افکار اضطرابی به سیستم فیزیولوژیکی آسیب میزند و می‌تواند هزاران مشکل ذهنی ایجاد کند. از جمله اختلالات متفاوتی که در مواجه با استرس ایجاد می‌شود میتوان به میگرن، اختلالات خواب، ترس، فوبیا، خشم، روده تحریک پذیر و خستگی آدرنال و فرسودگی شغلی میتوان اشاره کرد. نوروفیدبک روش هدفمندی است که نشان دهنده این است که مغز چگونه می‌تواند بدون تنش به حالت طبیعی خود برگردد.

 

مقالات مرتبط با تاثیر نوروفیدبک بر روی استرس:

Nature: Translational Psychiatry (2013)

Orbitofrontal cortex neurofeedback produces lasting changes in contamination anxiety and resting-state connectivity

Department of Biomedical Engineering, Yale University, New Haven, CT, USA

Department of Diagnostic Radiology, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychiatry, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Neurosurgery, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychology, Yale University, New Haven, CT, USA

Child Study Center, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Summary; Changes in resting-state connectivity in the target orbitofrontal region correlated with these improvements in anxiety. Matched subjects undergoing a sham feedback control task showed neither a reorganization of resting-state functional connectivity nor an improvement in anxiety. These data suggest that NF can enable enhanced control over anxiety by persistently reorganizing relevant brain networks and thus support the potential of NF as a clinically useful  therapy. link...

rody, S., Rau, H., Kohler, F., Schupp, H., Lutzenberger, W., & Birbaumer, N. (1994). Slow cortical potential biofeedback and the startle reflex. Biofeedback & Self-Regulation, 19(1), 1-12.

Egner, T., & Gruzelier, J. H. (2004). The temporal dynamics of electro encephalographic responses to alpha/theta neurofeedback training in healthy subjects. Journal of Neurotherapy, 8(1), 43-57.

Fisher, S. (2007).  Fpo2 and the regulation of fear.  NeuroConnections Newsletter, January 2007, 13, 15-17.

Kerson, C., Sherman, R.A., Kozlowski, G.P. (2009). Alpha suppression and symmetry training for generalized anxiety symptoms.  Journal of Neurotherapy 13(3), 146 – 155.

Jacobs, R.L. (2009). Rhythms of healing: A case study. Journal of Neurotherapy 13(4), 228 – 238

اختلال خواب و خستگی و درمان توسط نوروفیدبک: 

در طی خواب مغز فرصتی برای دسته‌بندی اطلاعات بر اساس اولویت اطلاعاتی که در طی روز می‌گیرد پیدا می‌کند. عملکرد فیزیکی نزدیک به دو برابر کاهش‌یافته و به همان سرعت با کاهش خواب ، عملکرد فیزیکی افت می‌کند. دلایل مشکلات خواب متنوع است. ممکن است به دلیل استرس، اضطراب، فرسودگی شغلی، تروما و یا تفکر حلقه ایی دائم ایجاد شود. علت هرچه باشد مغز توانایی بازگرداندن خواب به حالت صحیح را ازدست‌داده است. نوروفیدبک به بازگرداندن خواب به ریتم طبیعی کمک می‌کند. با آموزش توسط نوروفیدبک مغز کنترل و انعطاف‌پذیری خود و همچنین انتقال روان در سیستم عصبی مرکزی از فعالیت تا استراحت را به‌درستی می‌آموزد.در مورد اختلالات مزمن خستگی ، نوروفیدبک می‌تواند در طی فرآیندهایی به توازن و تقویت سیستم کمک کند. تغذیه مناسب در این مورد بسیار مهم است و به مغز فرصتی برای بازسازی و بهبود می‌دهد.

Bell, J. S. (1979). The use of EEG theta biofeedback in the treatment of a patient with sleep­onset insomnia.Biofeedback & Self Regulation, 4(3), 229­236

Berner ,  I.,  Schabus,  M.,  Wienerroither ,  T .,  &  Klimesch,  W.  (2006).The  significance  of  sigma  neurofeedback  training  on  sleep  spindles  and  aspects  of  declarative

.memory . Applied Psychophysiology & Biofeedback, 31(2), 97­1 14

.Feinstein, B., Sterman, M. B., & MacDonald, L. R. (1974). Effects of sensorimotor rhythm training on sleep. Sleep Research, 3, 134

Hoedlmoser , K., Pecherstorfer , T ., Gruber , E., Anderer , P ., Doppelmayr , M., Klimesch, W., & Schabus, M. (2008).  Instrumental conditioning of 

sensorimotor rhythm (12­15 Hz) and its impact on sleep as well as declarative learning.  human Sleep, 31(10), 1401­1408.

تروما: 

 

درزمینه عملکرد مغز، ضربه می‌تواند به‌عنوان یک رویداد یا تجربه ایی باشد که دیدگاه و جایگاه فرد در جهان را تغییر می‌دهد. ممکن است ضربه عاطفی و روانی با تک ضربه، یک حادثه، مانند تصادف وحشتناک، یک فاجعه طبیعی، و یا یک حمله خشونت‌آمیز ایجاد شود. تروما همچنین می‌توانید شامل استرس بی‌امان، مانند زندگی در یک محله مملو از جرم و جنایت و یا حتی مبارزه با سرطان باشد. اثراتی از تروما در جوامع مختلف بر روی قربانیان جنگ، قربانیان آزار جنسی و جسمی و عاطفی دیده می‌شود. وقایعی که باعث آسیب می‌شود می‌تواند بار روانی بسیار شدیدی برای مغز ایجاد کند.

هوشیاری و تروما:

وضعیت افزایش هوشیاری بخشی از پاسخ جنگ و گریز است ودر نتیجه یک حالت مزمن گوش به زنگی ر ا ایجاد می‌کند. این وضعیت حالتی است که به اصطلاح شخص با موقعیت قفل شده است. منابع مغز در حالت آماده باش ثابت است و باعث بروز واکنش های نامناسب و یا حتی تهاجمی در زندگی روزمره می‌شود.

گوشه گیری و افسردگی:

هنگامی‌که یک تهدید کاملا جدی وجود داشته باشد سیستم عصبی به دنبال گریزی از این وضعیت است و مغز به سمت وضعیت توقف میرود. این نوع از تروما به طور کلی عدم سر زندگی، جدایی عاطفی و جداشدن را تجربه می‌کند.

آیا نوروفیدبک به درمان تروما کمک می‌کند؟

نوروفیدبک بر روی سطوح عمقی ناخودآگاه عمل می‌کند و می‌تواند به شکستن چرخه تروما و علائم پس از سانحه کمک می‌کند این کارتوسط شناسایی و سپس آموزش نواحی مغزی مرتبط صورت میگیرد و الگو های مغزی را به سمت حالت طبیعی سوق می‌دهد.

نوروفیدبک به مغز ابزاری برای حرکت از وقایع آسیب زای گذشته می‌دهد بدون آنکه در مورد آن وقایع صحبت کند یا توضیحی دهد. همان طورکه در مباحث قبلی ذکر شد یکی از شرایط لازم برای درمان موفقیت شرکت در تمامی جلسات نوروفیدبک و همکاری با نوروتراپ میباشد.

Anxiety / Post Traumatic Stress Disorder (PTSD) Neurofeedback Publications

Level 4: Efficacious (description of efficacy levels here) 

Nature: Translational Psychiatry (2013)

Orbitofrontal cortex neurofeedback produces lasting changes in contamination anxiety and resting-state connectivity

Department of Biomedical Engineering, Yale University, New Haven, CT, USA

Department of Diagnostic Radiology, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychiatry, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Neurosurgery, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Department of Psychology, Yale University, New Haven, CT, USA

Child Study Center, Yale School of Medicine, New Haven, CT, USA

Summary; Changes in resting-state connectivity in the target orbitofrontal region correlated with these improvements in anxiety. Matched subjects undergoing a sham feedback control task showed neither a reorganization of resting-state functional connectivity nor an improvement in anxiety. These data suggest that NF can enable enhanced control over anxiety by persistently reorganizing relevant brain networks and thus support the potential of NF as a clinically useful therapy. link...

Brody, S., Rau, H., Kohler, F., Schupp, H., Lutzenberger, W., & Birbaumer, N. (1994). Slow cortical potential biofeedback and the startle reflex. Biofeedback & Self-Regulation, 19(1), 1-12.

Burti, L., & Siciliani, O. (1983). Increase in alpha-rhythm in anxious subjects using biofeedback: A preliminary study. Psichiatria Generale e del Eta Evolutiva, 21(2-4), 79-97.

Chisholm, R. C., DeGood, D. E., & Hartz, M. A. (1977). Effects of alpha feedback training on occipital EEG, heart rate, and experiential reactivity to a laboratory stressor.Psychophysiology, 14(2), 157-163.

Egner, T., & Gruzelier, J. H. (2004). The temporal dynamics of electro encephalographic responses to alpha/theta neurofeedback training in healthy subjects. Journal of Neurotherapy, 8(1), 43-57.

Egner, T., Strawson, E., & Gruzelier, J. H. (2002). EEG signature and phenomenology of alpha/theta neurofeedback training versus mock feedback. Applied Psychophysiology & Biofeedback, 27(4), 261-270.

Fisher, S. (2007).  Fpo2 and the regulation of fear.  NeuroConnections Newsletter, January 2007, 13, 15-17.

Garrett, B. L., & Silver, M. P. (1976). The use of EMG and alpha biofeedback to relieve test anxiety in college students. Chapter in I. Wickramasekera (Ed.), Biofeedback, Behavior Therapy, and Hypnosis. Chicago: Nelson-Hall.

اگر قسمتی از مغز چین خوردگی خود را از دست دهد می‌تواند شخص را با طیفی از مشکلات درگیر سازد. در بیشتر موارد خوشه ایی از علائم دارای ریشه مشابهی هستند. با نگاه کردن به این الگوهای مغزی تولید شده یک عدم تعادل و یا یک اختلال یا بی نظمی در آن دیده می‌شود و سپس توسط شناسایی و آموزش نقاط از تعادل خارج شده میتوان آن را تصحیح کرد. از انجایی که میدانیم هر کدام از مناطق مغزی چه بخشی از فعالیت ها را انجام می‌دهد میتوان نقاطی که به صوت خوشه ایی درست کار نمیکند را شناسایی کرد. از طرفی توسط نقشه مغزی (brain map) میتوان نقاطی را که دارای عملکرد نادرست میباشد را ارزیابی کرد.  

اوتیسم:

مغز مبتلایان به اوتیسم و درمان آن به‌عنوان یکی از چالش های بشری محسوب می‌شود و هنوز مشخص نیست که مغز مبتلایان به اوتیسم چگونه فعالیت می‌کند. در نتیجه نوروفیدبک هنوز جایگاه خود را در درمان اوتیسم پیدا نکرده است. کودکان مبتلا به اوتیسم که تحت درمان نوروفیدبک قرار گرفته اند بهبودی در رفتار وهمچنین گفتار واضحتر و تمرکز بالاتری پیدا کرده اند.

 

 

اگر قسمتی از مغز چین خوردگی خود را از دست دهد می‌تواند شخص را با طیفی از مشکلات درگیر سازد. در بیشتر موارد خوشه ایی از علائم دارای ریشه مشابهی هستند. با نگاه کردن به این الگوهای مغزی تولید شده یک عدم تعادل و یا یک اختلال یا بی نظمی در آن دیده می‌شود و سپس توسط شناسایی و آموزش نقاط از تعادل خارج شده میتوان آن را تصحیح کرد. از انجایی که میدانیم هر کدام از مناطق مغزی چه بخشی از فعالیت ها را انجام می‌دهد میتوان نقاطی که به صوت خوشه ایی درست کار نمیکند را شناسایی کرد. از طرفی توسط نقشه مغزیbrain map میتوان نقاطی را که دارای عملکرد نادرست میباشد را ارزیابی کرد.

فوبیا :

 

فوبیا ترس بیمارگونه‌ای است که به شدت مبالغه‌آمیز و حتی توهمی است؛ به عبارت دیگر، مقدار ترسی که تجربه می‌شود متناسب با آن چه سبب ترس شده نیست فوبیا‌ها در دسته اختلالات اضطرابی دسته‌بندی شده‌ و بسیار شایع هستند. انجمن روانپزشکی آمریکا گزارش کرده است که سالانه تا ۸ درصد از بزرگ‌سالان آمریکایی از یکی از انواع فوبیاها رنج می‌برند . ترس واکنش عادی و محافظتی در انسان است که در مواجه با عوامل خطر زا از خود بروز می‌دهد در موقعیت‌های خطرناک، ترس یک واکنش طبیعی و حتی مفید و نجات‌دهنده است.

از سوی دیگر، فوبیا ترس بیمارگونه‌ای است که به‌شدت مبالغه‌آمیز و حتی توهمی است؛ به‌عبارت‌دیگر، مقدار ترسی که تجربه می‌شود متناسب با آنچه سبب ترس شده نیست و این نه‌تنها مفید و نجات‌دهنده نیست، بلکه سبب محدودیت‌ فعالیت‌های فرد شده و بر زندگی روزمرۀ او تأثیر منفی به‌جا می‌گذارد. 

 از نظر تخصصی، فوبیاها را می‌توان به سه دسته‌ی عمده تقسیم کرد:

الف فوبیاهای خاص:

شامل ترس غیرمنطقی و نامعقول از یک موضوع یا موقعیت خاص است 

1)ترس از حیوانات، 2) ترس از عوامل طبیعی، 3 )ترس مرتبط با زخم و خون، 4) ترس موقعیتی، 5) ترس از عوامل دیگر مثل افتادن از پرتگاه، ترس از صدای بلند و ... 

 

ب )  فوبیاهای اجتماعی:

این فوبیا به نام ترس از جمع نیز خوانده‌شده و عبارت از داشتن ترس شدید و فلج‌کننده از موقعیت‌های اجتماعی است. چنین افراد به شدت کم ‌جرئت بوده، در برابر دیگران دست‌پاچه شده و بسیار خجالت می‌کشند. ترس از صحبت کردن در اجتماع معمول‌ترین نوع این فوبیا است.

دانشمندان بر این باورند که این اختلال به علت مشکل غده‌ای در مغز به نام آمیگدالا به وجود می‌آید. این غده در مرکز مغز وجود دارد و وظیفه‌ی آن کنترل ترس است. هم چنان مطالعات روی حیوانات این احتمال را به وجود آورده که ترس اجتماعی می‌تواند ژنتیک باشد. عده‌ی دیگری از دانشمندان علت را حساس بودن، نارضایتی‌ها و فشارهای روانی می‌دانند.

ج ) فوبیا از مکان‌های باز:

ترس بیمارگونه از مکانهای عمومی و مکان‌های باز است که پیشرفت آن منجر به «حملۀ وحشت‌زدگی» می‌شود. این افراد از بودن در مکان‌هایی که فرار از آن جا مشکل است یا امکان کمک‌رسانی فوری به آن جا نیست، می‌ترسند. چنین افرادی از حضور در مکان‌های شلوغ مثل مراکز خرید، سالن‌های تئاتر یا سینما‌ها اجتناب می‌کنند. حتی ایستادن در صف نیز ترس آن‌ها را تحریک می‌کند. هم‌چنین احتمالاً از سوارشدن در اتوبوس، هواپیما، قطار و وسایل دیگر دوری می‌کنند. در موارد شدیدتر بیمار صِرفاً در خانه احساس امنیت و آرامش می‌کند.

علائم شایع فوبیا:

نفس‌تنگی یا احساس خفگی

تپش قلب

 درد یا ناراحتی در قفس سینه

عرق 

تهوع و سرگیجه 

ترس از دست دادن کنترل 

کرختی و سوزن سوزن شدن تمام بدن 

کج‌خلقی و چسبیدن به پدر و مادر

 

اختلالات مربوط به خورد وخوراک و درمان با نوروفیدبک :

 

ating Disorders ( اختلال های خورد و خوراک ) اختلال شدید در عادت های غذایی است . مثلا بی میلی شدید نسبت به غذا خوردن و یا پر خوری بیش از حد . این رفتارها باعث می شود که شخص بیمار در مورد سلامتی و تناسب اندام خود احساس ناراحتی و آشفتگی کند . حالت های اصلی اختلال های خورد و خوراک Anorexia Nervosa ( بی اشتهایی عصبی ) ،Bulimia Nervosa ( پر خوری عصبی ) هستند . فردی که از بی اشتهایی عصبی رنج می برد ، گرسنگی می کشد تا لاغر بماند . در این حالت فرد شدیدا از وزنش کاسته می شود . یک برآورد نشان می دهد که 3.7 تا 5 درصد خانم ها دچار این مشکل هستند . 

همان گونه که از نوروفیدبک برای درمان اختلالاتی همچون بیش فعالی و افسردگی و اضطراب واختلالات دیگر استفاده میشود از نوروفیدبک میتوان برای درمان اختلالات خوردن و سایر وابستگی ها نیز استفاده کرد . اختلال  روانی خوردن که به صورت مزمن نیز تبدیل میشودیکی از دشوارترین درمان ها را درمیان بیماری های روانی را حالت مزمن بیماری دارد و میزان مرگ و میر ناشی از آن بسیار بالااست . از آنجایی که اختلال خوردن و اعتیاد اختلال مغزی برای شخص محسوب میشود . بنابر این میتوان با آموزش دوباره مغز این اختلالات را بهبود بخشید . نوروفیدبک به ما اجازه باز آموزی صحیح را میدهد . در چنین اختلالاتی حتی اگر شخص بخواهد با بیماریش مقابله کند باز به سختی قادر به مبارزه با ان میباشد .این نبرددرمغز انسان  طاقت فرساست و مراجعان خسته و درمانده به دنبال راهی برای حل مشکل خود میباشند . نوروفیدبک به آموزش مجدد مغز و در نتیجه تصمیم گیری مجدد آن کمک میکند . نوروفیدبک به فرد میآموزد که از لغزش ها به دور بماند . تقویت تقریبا فوری صورت میگیرد و تصمیم گیری نسبت به قبل  بهبود میابد . به نوعی ارتباط بین ذهن و بدن در افراد مبتلا به اعتیاد قطع میشود و نوروفیدبک به بازگرداندن ارتباط بین مغز و بدن و تثبیت این حالت و همینطوربه ثبات حالات احساسی کمک میکند . حتی اگر این احساس برای شخص خوشایند نباشد .

در حالی که تحقیقات مبتنی بر تحقیقات علوم عصب شناختی بر روی درمان انواع اعتیاد ادامه دارد ادغام ازمون های شناختی با الکتروآنسفالوگرافی واندازه گیری های شناختی ورفتاری و نوروفیدبک و مداخلات مبتنی بر اقدامات خاص میتواند در پیشرفت درمان مفید واقع شود.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بالا