کارگاه عمومی نوروفیدبک و بیوفیدبک مقدماتی

  • نام فروشگاه:  پرتو دانش آسمان
  • توضیحات محصول:
  • کارگاه عملی و تئوری نوروفیدبک و مقدمه بر بیوفیدبک- 26 الی28 دی 97 آنچه برای شروع کار با سیستم نوروفیدبک و بیوفیدبک لازم دارید را با بهترین روش آموزشی و با کمک اساتید حرفه ای خواهید آموخت.
  • قیمت: 8,000,000 ریال
  • قیمت به حروف:     ( هشت میلیون ریال )
  •     1
  • bag
  • افزودن کالا به سبد خرید
  • پیش پرداخت کالا :
  • 4,000,000 ریال
کارگاه نوروفیدبک عمو

 

 جهت ثبت نام با شماره ۴۴۴۴۶۹۶۲ تماس بگیرید .

آموزش مبانی نوروفیدبک ،آموزش پروتکل های درمانی و ارزیابی چند کاناله به همراه ثبت علمی (تشخیص و درمان) با نگاه ویژه به اختلالات بیش فعالی و کمبود توجه

اجرای عملی ثبت امواج مغز،ارزیابی و آنالیز امواج مغزی جهت تشخیص اختلالات و اجرای پروتکل های درمانی

آموزش پروتکل های درمانی بیوفیدبک،کار با سنسورهای دما و مقاومت پوست و تنفس

 

تاریخ برگزاری: 26  الی28 دی 97

 

مدرسین:

دکتر ضیا بخش (دکتری  روانشناسی تربیتی – نوروتراپ)

آقای کمال برزگر(روانشناس – مدرس دانشگاه و درمانگر بیوفیدبک)

آقای محمدی (کارشناس ارشد بالینی- و روانشناس و درمانگر نوروفیدبک)

آقای مهندس نوربخش

 

هزینه رایگان برای خریدارن سیستم

 

محتوای دوره:

آموزش مبانی نوروفیدبک ،

آموزش پروتکل های درمانی و ارزیابی چند کاناله به همراه ثبت علمی (تشخیص و درمان) 

با نگاه ویژه به اختلالات بیش فعالی و کمبود توجه

اجرای عملی ثبت امواج مغز،

ارزیابی و آنالیز امواج مغزی جهت تشخیص اختلالات و اجرای پروتکل های درمانی

آموزش پروتکل های درمانی بیوفیدبک

کار با سنسورهای دما و مقاومت پوست و تنفس

کار با سنسورهای bvp عضله

ثبت همزمان ۸ کانال بیوفیدبک

 

 آدرس کارگاه: تهران پونک خیابان میرزا بابایی پلاک ۵۵ طبقه ۵ شرقی  موسسه دانش بنیان پرتو دانش

 

 

 

 

درباره نوروفیدبک

نوروفیدبک چیست و چگونه به ما کمک می‌کند؟

 نوروفیدبک مثل آینه عمل میکند . همانطور که از آینه برای دیدن ظاهر خود استفاده میکنیم میتوان از نوروفیدبک برای دیدن امواج مغزی استفاده کرد . با استفاده از این روش میتوان عیب و نقصی که در مورد امواج مغزی پیش آمده را برطرف ساخت تا مغز بتواند به بهترین نحو ممکن عمل کند. نوروفیدبک روشی برای تعیین کمیت و آموزش به مغز است. در واقع به آن بیوفیدبک امواج مغزی گفته می‌شود.

 

پایه اینکه نوروفیدبک چگونه تاثیر میگذارد فریب دادن مغز است. قسمت عمده یادگیری ما در سطح ناخود آگاه رخ میدهد این قسمت همان جایی است که مغز به طور مستقیم و خودکار سیگنال های فیدبکی را کنترل میکند. این روش مانند یادگیری دوچرخه است که در آن پس از یادگیری کامل یه فراموشی سپرده نمیشود و نوروفیدبک مانند این روش ها ماندگار خواهد بود . ارتباط بین گروه های مختلف سلول های مغزی که افکار، احساسات و اعمال دیگر را تحت تاثیر قرارمیدهد. این فعالیت ها از شکل پایه امواج مغزی قابل تشخیص است ایمپالس های الکتریکی توسط امواج مغزی تولید شده‌اند. در طی جلسات نوروفیدبک سنسورها امواج مغزی را تشخیص و میتوان آنها را دید. کامپیوتر به مقایسه فعالیت امواج مغزی میپردازد تا به هدفی که میخواهد برسد. صداها و تصاویر به سرعت نشان می‌دهد که مغز به اهداف خود رسیده است یا خیر. هدف این کار اثر بر روی نقاطی است که فعالیت آنها افزایش یافته و یا سرکوب شده است. از طریق این روش ساده شما یاد میگیرید که چطور امواج افزایش یافته و یا ساپرس شده خود را تعدیل و به عملکرد بهینه برسانید. چیزی شبیه به تقویت عضلات، در این حالت است که مغز با صرف انرژی کمتر به حد اکثر توان خود در انجام فعالیت ها میرسد (پلاستیسیته سیناپسی)؛ 

 

از آنجایی که فعالیت امواج مغزی نیاز به اکسیژن و گلوکز دارد در صورت نبود این فاکتورها امواج مغزی تولید نمیشود .جریان خون وظیفه انتقال  اکسیژن و گلوکز در قسمت های مختلف مغز را دارد . در اختلالاتی همچون  ADHDو OCDجریان خون کافی به مناطقی از مغز نمیرسد . 

شخصی به نام  دیویدسون در سال 1998ارتباط بین کاهش میزان جریان خون مغز و کاهش عملکرد مناطق مربوطه را بدست آورد . مغز به‌عنوان حاکم و فرمانده سلامت کلی بدن از جمله سلامت عاطفی و سلامت روانی آموزش آن به مراتب باعث رسیدن به عملکرد بهتر می‌شود. البته براي داشتن يك درمان كامل علاوه بر رعايت ترتيب جلسات و كامل كردن آن ، همكاري خانواده و عمل به كليه ي دستور ها و راهنمايي هاي درمانگر ضروريست . در پ‍ژوهش طولي در كشور امريكا ماندگاري آثار نروفيدبك تا 10 سال پس از درمان در كودكان ADHD گزارش شده است . ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک نوروفیدبک راه بسیار عالی برای حل مسائلی که طیف گسترده ایی از ذهن را درگیر خود ساخته است میباشد. نوروفیدبک برای تدریس به کودکان بیش فعال و اینکه چطور آرام شوند و تمرکز داشته باشند بسیار موثر است (به‌عنوان خط اول درمان در نوروفیدبک محسوب می‌شود). ناسا برای عملکرد بهتر فضا نوردان از نوروفیدبک استفاده می‌کند.ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک استفاده می‌کند. همچنین نوروفیدبک به‌عنوان یک مداخله جدید برای PTSD و آسیب‌های مغزی اتخاذ شده است.

تاریخچه نوروفیدبک

ازمبتکران برجسته نوروفیدبک Elmer & Alyce Green و Joe Kamiya بودند. میتوان گفت که آنها پیشگامان نوروفیدبک بودند. Elmer Green به‌عنوان پدر بیوفیدبک شناخته شده است. درسالهای 1958 مشخص شد که مغز توانایی کنترل امواج مغزی از طریق فیدبک رادارد. تمرکز جو کامیا بر روی آموزش آلفا بود که در ایجاد حالت آرامش و تفکر نقش دارد. در اواخر دهه 60، عده ایی نوروفیدبک را اکسیری برای درمان استرس میدانستند. ولی در آن سالها به خاطروجود مشکلاتی همچون نبود تجهیزات مناسب و نویز فراوان، سیگنال های کمی قابل مشاهده بود و تنها عده اندکی که تجهیزات مناسبی داشتند قادر به ثبت امواج مغزی بودند و به این دلایل نوروفیدبک به حاشیه برده شد و آموزش امواج آلفا و بیوفیدبک در آن سال ها دچار سقوط شد.

 

بازگشت نوروفیدبک درسال 1980

 

دکتر Siegfried Othmer فیزیکدان و همسرش Sue نوروبیولوژیست در سال 1985 نوروفیدبک را دوباره به عرصه پژوهش بازگرداندند. در حالی که پسرشان برایان که دارای اختلال چند گانه شامل تب، صرع، سندرم توره، آسپرگر بود و پس از ماه ها آموزش نوروفیدبک، وضعیت زندگی برایان بهبود یافت.

 

 

امروزه نوروفیدبک بیشترین پیشرفت خود را مدیون دانشمندی به نام Barry Sterman  است. ایشان دکتری روانشناسی و علوم اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا است. تحقیقات استرمن در نهایت منجر به کشف درمان موثری برای برخی بیماری های نورولوژیکی شد. دستیابی به این حقیقت از طریق آزمایشاتی شبیه به آزمایشات پائولوف بر روی مغز گربه صورت گرفت. آزمایش اولیه بر روی 30 گربه درون قفس بدون دسترسی به مواد غذایی انجام گردید. در یک زمان مشخص گربه درون یک اتاقک به همراه کاسه خالی و یک اهرم قرار گرفته شد. هنگامی‌که گربه اهرم را فشار میداد شیر و سوپ مرغ به کاسه خالی میریخت. به نوعی گربه شروع به یادگیری هرآنچه که برای بدست آوردن غذا بود میپرداخت. در مرحله بعد فاکتور صدا نیز به آزمایش اضافه شد. هنگامی‌که صدا در محفظه پخش میشد و گربه اهرم را فشار میداد هیچ غذایی دریافت نمیکرد و هنگامی‌که صدا قطع میشد و گربه اهرم را فشار میداد میتوانست غذا (به‌عنوان پاداش) دریافت کند. استرمن متوجه شد که گربه در مرحله انتظار برای قطع صدا، وارد فاز خاصی از هوشیاری میشد. امواج مغزی ثبت شده در این حالت که دارای ریتم 15 - 12 هرتز بودند که استرمن آن را امواج Sensorimotorrhythm(SMR )یا ریتم حسی-حرکتی نامید. دکتر استرمن شگفت زده از این  امر شد که میتوانست با آموزش گربه نوع خاصی از امواج را در گربه ارتقا دهد. در آزمایش بعدی اهرم حذف گردید و زمانی به گربه ها غذا داده می شد که بتوانند موج SMR را به مدت نیم ثانیه ایجاد کنند و این نخستین باری بود که استرمن توانست امواج مغزی و رفتار نورون ها را تغییر دهد و یافته های آن منجر به کشف روش نوروفیدبک شد. در سال 1967 این یافته ها در Brain Research منتشر شد و مورد توجه مجلات پزشکی قرار گرفت. بعد از گذشت مدت کوتاهی دکتر استرمن به ناسا رفت و به بررسی وضعیت فضانوردانی که در معرض سوخت های موشکی سمی قرار میگرفتند پرداخت؛ زیرا آنها با عوارض جانبی منفی همچون تشنج مواجه شدند. دکتر استرمن شروع به مطالعه بر روی این سوخت ها و آزمایش این سوخت ها بر روی گربه ها پرداخت. انتظار میرفت که گربه ها با عوارضی همچون تشنج رو به روشوند ولی این عوارض در گربه هایی که آموزش EEG دیده بودند اتفاق نیافتاد و آستانه تشنج در آنها بالا رفته بود. این کشفیات باعث شد که تحقیقات گسترده ایی درزمینه اینکه چگونه تشنج، آستانه و طول مدت آن توسط آموزش EEG بهبود میابد. در این تحقیقات مشخص نبود که چطور امواج مغزی آموزش و بعد از آن بهبود یافته است. مرحله بعدی اجرای این آزمایشات بر روی انسان بود و آزمایشات جدید آغازشد و دکتر استرمن تجهیزات نوروفیدبک را جمع آوری و زمانی که امواج SMR ایجاد میشد چراغ سبز و در نبود این امواج چراغ قرمز میشد. بنابر این بیمار میبایست چراغ سبز را روشن و چراغ قرمز را خاموش نگه میداشت. نتایج نشان داد که 65% صرع بیماران بهبود یافت و به این ترتیب دریچه شگفت انگیزی برای درمان بیماری صرع گشوده شد.

 

اکنون دکتر استرمن استاد بازنشسته گروه نورولوژی ورفتاری روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا است. او 6 کتاب در مورد عوامل شرطی سازی انسان و حیوانات و بیش از 30 فصل از کتب دیگرو همین طور بیش از صد مقاله در مورد تعدیل نورون ها و همینطور روند های فیزیولوژیکی که در ان یک تک نورون که با استفاده از نوروترانسمیترها گروه های مختلف نورونی را تعدیل می‌کند دارد.

در حال حاضرکاربردهای درمانی نوروفیدبک در بیش‌فعالی/كمبود توجه (AD/HD) ، اضطراب (Anxiety)، ناتوانی یادگیری (Learning Disability) ، صرع (تشنج)، اختلالات خواب، آسیب وسکته مغزی، دردهای مزمن و سردردهای میگرنی، افسردگی و سوءمصرف مواد می‌‌باشد.

 

 جهت ثبت نام با شماره ۴۴۴۴۶۹۶۲ تماس بگیرید .

آموزش مبانی نوروفیدبک ،آموزش پروتکل های درمانی و ارزیابی چند کاناله به همراه ثبت علمی (تشخیص و درمان) با نگاه ویژه به اختلالات بیش فعالی و کمبود توجه

اجرای عملی ثبت امواج مغز،ارزیابی و آنالیز امواج مغزی جهت تشخیص اختلالات و اجرای پروتکل های درمانی

آموزش پروتکل های درمانی بیوفیدبک،کار با سنسورهای دما و مقاومت پوست و تنفس

 

تاریخ برگزاری: 26  الی28 دی 97

 

مدرسین:

دکتر ضیا بخش (دکتری  روانشناسی تربیتی – نوروتراپ)

آقای کمال برزگر(روانشناس – مدرس دانشگاه و درمانگر بیوفیدبک)

آقای محمدی (کارشناس ارشد بالینی- و روانشناس و درمانگر نوروفیدبک)

آقای مهندس نوربخش

 

هزینه رایگان برای خریدارن سیستم

 

محتوای دوره:

آموزش مبانی نوروفیدبک ،

آموزش پروتکل های درمانی و ارزیابی چند کاناله به همراه ثبت علمی (تشخیص و درمان) 

با نگاه ویژه به اختلالات بیش فعالی و کمبود توجه

اجرای عملی ثبت امواج مغز،

ارزیابی و آنالیز امواج مغزی جهت تشخیص اختلالات و اجرای پروتکل های درمانی

آموزش پروتکل های درمانی بیوفیدبک

کار با سنسورهای دما و مقاومت پوست و تنفس

کار با سنسورهای bvp عضله

ثبت همزمان ۸ کانال بیوفیدبک

 

 آدرس کارگاه: تهران پونک خیابان میرزا بابایی پلاک ۵۵ طبقه ۵ شرقی  موسسه دانش بنیان پرتو دانش

 

 

 

 

نوروفیدبک چیست و چگونه به ما کمک می‌کند؟

 نوروفیدبک مثل آینه عمل میکند . همانطور که از آینه برای دیدن ظاهر خود استفاده میکنیم میتوان از نوروفیدبک برای دیدن امواج مغزی استفاده کرد . با استفاده از این روش میتوان عیب و نقصی که در مورد امواج مغزی پیش آمده را برطرف ساخت تا مغز بتواند به بهترین نحو ممکن عمل کند. نوروفیدبک روشی برای تعیین کمیت و آموزش به مغز است. در واقع به آن بیوفیدبک امواج مغزی گفته می‌شود.

 

پایه اینکه نوروفیدبک چگونه تاثیر میگذارد فریب دادن مغز است. قسمت عمده یادگیری ما در سطح ناخود آگاه رخ میدهد این قسمت همان جایی است که مغز به طور مستقیم و خودکار سیگنال های فیدبکی را کنترل میکند. این روش مانند یادگیری دوچرخه است که در آن پس از یادگیری کامل یه فراموشی سپرده نمیشود و نوروفیدبک مانند این روش ها ماندگار خواهد بود . ارتباط بین گروه های مختلف سلول های مغزی که افکار، احساسات و اعمال دیگر را تحت تاثیر قرارمیدهد. این فعالیت ها از شکل پایه امواج مغزی قابل تشخیص است ایمپالس های الکتریکی توسط امواج مغزی تولید شده‌اند. در طی جلسات نوروفیدبک سنسورها امواج مغزی را تشخیص و میتوان آنها را دید. کامپیوتر به مقایسه فعالیت امواج مغزی میپردازد تا به هدفی که میخواهد برسد. صداها و تصاویر به سرعت نشان می‌دهد که مغز به اهداف خود رسیده است یا خیر. هدف این کار اثر بر روی نقاطی است که فعالیت آنها افزایش یافته و یا سرکوب شده است. از طریق این روش ساده شما یاد میگیرید که چطور امواج افزایش یافته و یا ساپرس شده خود را تعدیل و به عملکرد بهینه برسانید. چیزی شبیه به تقویت عضلات، در این حالت است که مغز با صرف انرژی کمتر به حد اکثر توان خود در انجام فعالیت ها میرسد (پلاستیسیته سیناپسی)؛ 

 

از آنجایی که فعالیت امواج مغزی نیاز به اکسیژن و گلوکز دارد در صورت نبود این فاکتورها امواج مغزی تولید نمیشود .جریان خون وظیفه انتقال  اکسیژن و گلوکز در قسمت های مختلف مغز را دارد . در اختلالاتی همچون  ADHDو OCDجریان خون کافی به مناطقی از مغز نمیرسد . 

شخصی به نام  دیویدسون در سال 1998ارتباط بین کاهش میزان جریان خون مغز و کاهش عملکرد مناطق مربوطه را بدست آورد . مغز به‌عنوان حاکم و فرمانده سلامت کلی بدن از جمله سلامت عاطفی و سلامت روانی آموزش آن به مراتب باعث رسیدن به عملکرد بهتر می‌شود. البته براي داشتن يك درمان كامل علاوه بر رعايت ترتيب جلسات و كامل كردن آن ، همكاري خانواده و عمل به كليه ي دستور ها و راهنمايي هاي درمانگر ضروريست . در پ‍ژوهش طولي در كشور امريكا ماندگاري آثار نروفيدبك تا 10 سال پس از درمان در كودكان ADHD گزارش شده است . ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک نوروفیدبک راه بسیار عالی برای حل مسائلی که طیف گسترده ایی از ذهن را درگیر خود ساخته است میباشد. نوروفیدبک برای تدریس به کودکان بیش فعال و اینکه چطور آرام شوند و تمرکز داشته باشند بسیار موثر است (به‌عنوان خط اول درمان در نوروفیدبک محسوب می‌شود). ناسا برای عملکرد بهتر فضا نوردان از نوروفیدبک استفاده می‌کند.ارتش آمریکا نیز برای آموزش نیرو های ویژه خود از نوروفیدبک استفاده می‌کند. همچنین نوروفیدبک به‌عنوان یک مداخله جدید برای PTSD و آسیب‌های مغزی اتخاذ شده است.

ازمبتکران برجسته نوروفیدبک Elmer & Alyce Green و Joe Kamiya بودند. میتوان گفت که آنها پیشگامان نوروفیدبک بودند. Elmer Green به‌عنوان پدر بیوفیدبک شناخته شده است. درسالهای 1958 مشخص شد که مغز توانایی کنترل امواج مغزی از طریق فیدبک رادارد. تمرکز جو کامیا بر روی آموزش آلفا بود که در ایجاد حالت آرامش و تفکر نقش دارد. در اواخر دهه 60، عده ایی نوروفیدبک را اکسیری برای درمان استرس میدانستند. ولی در آن سالها به خاطروجود مشکلاتی همچون نبود تجهیزات مناسب و نویز فراوان، سیگنال های کمی قابل مشاهده بود و تنها عده اندکی که تجهیزات مناسبی داشتند قادر به ثبت امواج مغزی بودند و به این دلایل نوروفیدبک به حاشیه برده شد و آموزش امواج آلفا و بیوفیدبک در آن سال ها دچار سقوط شد.

 

بازگشت نوروفیدبک درسال 1980

 

دکتر Siegfried Othmer فیزیکدان و همسرش Sue نوروبیولوژیست در سال 1985 نوروفیدبک را دوباره به عرصه پژوهش بازگرداندند. در حالی که پسرشان برایان که دارای اختلال چند گانه شامل تب، صرع، سندرم توره، آسپرگر بود و پس از ماه ها آموزش نوروفیدبک، وضعیت زندگی برایان بهبود یافت.

 

 

امروزه نوروفیدبک بیشترین پیشرفت خود را مدیون دانشمندی به نام Barry Sterman  است. ایشان دکتری روانشناسی و علوم اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا است. تحقیقات استرمن در نهایت منجر به کشف درمان موثری برای برخی بیماری های نورولوژیکی شد. دستیابی به این حقیقت از طریق آزمایشاتی شبیه به آزمایشات پائولوف بر روی مغز گربه صورت گرفت. آزمایش اولیه بر روی 30 گربه درون قفس بدون دسترسی به مواد غذایی انجام گردید. در یک زمان مشخص گربه درون یک اتاقک به همراه کاسه خالی و یک اهرم قرار گرفته شد. هنگامی‌که گربه اهرم را فشار میداد شیر و سوپ مرغ به کاسه خالی میریخت. به نوعی گربه شروع به یادگیری هرآنچه که برای بدست آوردن غذا بود میپرداخت. در مرحله بعد فاکتور صدا نیز به آزمایش اضافه شد. هنگامی‌که صدا در محفظه پخش میشد و گربه اهرم را فشار میداد هیچ غذایی دریافت نمیکرد و هنگامی‌که صدا قطع میشد و گربه اهرم را فشار میداد میتوانست غذا (به‌عنوان پاداش) دریافت کند. استرمن متوجه شد که گربه در مرحله انتظار برای قطع صدا، وارد فاز خاصی از هوشیاری میشد. امواج مغزی ثبت شده در این حالت که دارای ریتم 15 - 12 هرتز بودند که استرمن آن را امواج Sensorimotorrhythm(SMR )یا ریتم حسی-حرکتی نامید. دکتر استرمن شگفت زده از این  امر شد که میتوانست با آموزش گربه نوع خاصی از امواج را در گربه ارتقا دهد. در آزمایش بعدی اهرم حذف گردید و زمانی به گربه ها غذا داده می شد که بتوانند موج SMR را به مدت نیم ثانیه ایجاد کنند و این نخستین باری بود که استرمن توانست امواج مغزی و رفتار نورون ها را تغییر دهد و یافته های آن منجر به کشف روش نوروفیدبک شد. در سال 1967 این یافته ها در Brain Research منتشر شد و مورد توجه مجلات پزشکی قرار گرفت. بعد از گذشت مدت کوتاهی دکتر استرمن به ناسا رفت و به بررسی وضعیت فضانوردانی که در معرض سوخت های موشکی سمی قرار میگرفتند پرداخت؛ زیرا آنها با عوارض جانبی منفی همچون تشنج مواجه شدند. دکتر استرمن شروع به مطالعه بر روی این سوخت ها و آزمایش این سوخت ها بر روی گربه ها پرداخت. انتظار میرفت که گربه ها با عوارضی همچون تشنج رو به روشوند ولی این عوارض در گربه هایی که آموزش EEG دیده بودند اتفاق نیافتاد و آستانه تشنج در آنها بالا رفته بود. این کشفیات باعث شد که تحقیقات گسترده ایی درزمینه اینکه چگونه تشنج، آستانه و طول مدت آن توسط آموزش EEG بهبود میابد. در این تحقیقات مشخص نبود که چطور امواج مغزی آموزش و بعد از آن بهبود یافته است. مرحله بعدی اجرای این آزمایشات بر روی انسان بود و آزمایشات جدید آغازشد و دکتر استرمن تجهیزات نوروفیدبک را جمع آوری و زمانی که امواج SMR ایجاد میشد چراغ سبز و در نبود این امواج چراغ قرمز میشد. بنابر این بیمار میبایست چراغ سبز را روشن و چراغ قرمز را خاموش نگه میداشت. نتایج نشان داد که 65% صرع بیماران بهبود یافت و به این ترتیب دریچه شگفت انگیزی برای درمان بیماری صرع گشوده شد.

 

اکنون دکتر استرمن استاد بازنشسته گروه نورولوژی ورفتاری روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا است. او 6 کتاب در مورد عوامل شرطی سازی انسان و حیوانات و بیش از 30 فصل از کتب دیگرو همین طور بیش از صد مقاله در مورد تعدیل نورون ها و همینطور روند های فیزیولوژیکی که در ان یک تک نورون که با استفاده از نوروترانسمیترها گروه های مختلف نورونی را تعدیل می‌کند دارد.

در حال حاضرکاربردهای درمانی نوروفیدبک در بیش‌فعالی/كمبود توجه (AD/HD) ، اضطراب (Anxiety)، ناتوانی یادگیری (Learning Disability) ، صرع (تشنج)، اختلالات خواب، آسیب وسکته مغزی، دردهای مزمن و سردردهای میگرنی، افسردگی و سوءمصرف مواد می‌‌باشد.

بالا