تاریخچه نوروفیدبک

www.sbimed.com 

ازمبتکران برجسته نوروفیدبک Elmer & Alyce Green و Joe Kamiya بودند. میتوان گفت که آنها پیشگامان نوروفیدبک بودند. Elmer Green به‌عنوان پدر بیوفیدبک شناخته شده است. درسالهای 1958 مشخص شد که مغز توانایی کنترل امواج مغزی از طریق فیدبک رادارد. تمرکز جو کامیا بر روی آموزش آلفا بود که در ایجاد حالت آرامش و تفکر نقش دارد. در اواخر دهه 60، عده ایی نوروفیدبک را اکسیری برای درمان استرس میدانستند. ولی در آن سالها به خاطروجود مشکلاتی همچون نبود تجهیزات مناسب و نویز فراوان، سیگنال های کمی قابل مشاهده بود و تنها عده اندکی که تجهیزات مناسبی داشتند قادر به ثبت امواج مغزی بودند و به این دلایل نوروفیدبک به حاشیه برده شد و آموزش امواج آلفا و بیوفیدبک در آن سال ها دچار سقوط شد.

 

بازگشت نوروفیدبک درسال 1980

 

دکتر Siegfried Othmer فیزیکدان و همسرش Sue نوروبیولوژیست در سال 1985 نوروفیدبک را دوباره به عرصه پژوهش بازگرداندند. در حالی که پسرشان برایان که دارای اختلال چند گانه شامل تب، صرع، سندرم توره، آسپرگر بود و پس از ماه ها آموزش نوروفیدبک، وضعیت زندگی برایان بهبود یافت.

 

 

امروزه نوروفیدبک بیشترین پیشرفت خود را مدیون دانشمندی به نام Barry Sterman  است. ایشان دکتری روانشناسی و علوم اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا است. تحقیقات استرمن در نهایت منجر به کشف درمان موثری برای برخی بیماری های نورولوژیکی شد. دستیابی به این حقیقت از طریق آزمایشاتی شبیه به آزمایشات پائولوف بر روی مغز گربه صورت گرفت. آزمایش اولیه بر روی 30 گربه درون قفس بدون دسترسی به مواد غذایی انجام گردید. در یک زمان مشخص گربه درون یک اتاقک به همراه کاسه خالی و یک اهرم قرار گرفته شد. هنگامی‌که گربه اهرم را فشار میداد شیر و سوپ مرغ به کاسه خالی میریخت. به نوعی گربه شروع به یادگیری هرآنچه که برای بدست آوردن غذا بود میپرداخت. در مرحله بعد فاکتور صدا نیز به آزمایش اضافه شد. هنگامی‌که صدا در محفظه پخش میشد و گربه اهرم را فشار میداد هیچ غذایی دریافت نمیکرد و هنگامی‌که صدا قطع میشد و گربه اهرم را فشار میداد میتوانست غذا (به‌عنوان پاداش) دریافت کند. استرمن متوجه شد که گربه در مرحله انتظار برای قطع صدا، وارد فاز خاصی از هوشیاری میشد. امواج مغزی ثبت شده در این حالت که دارای ریتم 15 - 12 هرتز بودند که استرمن آن را امواج Sensorimotorrhythm(SMR ) یا ریتم حسی-حرکتی نامید. دکتر استرمن شگفت زده از این  امر شد که میتوانست با آموزش گربه نوع خاصی از امواج را در گربه ارتقا دهد. در آزمایش بعدی اهرم حذف گردید و زمانی به گربه ها غذا داده می شد که بتوانند موج SMR را به مدت نیم ثانیه ایجاد کنند و این نخستین باری بود که استرمن توانست امواج مغزی و رفتار نورون ها را تغییر دهد و یافته های آن منجر به کشف روش نوروفیدبک شد. در سال 1967 این یافته ها در Brain Research منتشر شد و مورد توجه مجلات پزشکی قرار گرفت. بعد از گذشت مدت کوتاهی دکتر استرمن به ناسا رفت و به بررسی وضعیت فضانوردانی که در معرض سوخت های موشکی سمی قرار میگرفتند پرداخت؛ زیرا آنها با عوارض جانبی منفی همچون تشنج مواجه شدند. دکتر استرمن شروع به مطالعه بر روی این سوخت ها و آزمایش این سوخت ها بر روی گربه ها پرداخت. انتظار میرفت که گربه ها با عوارضی همچون تشنج رو به روشوند ولی این عوارض در گربه هایی که آموزش EEG دیده بودند اتفاق نیافتاد و آستانه تشنج در آنها بالا رفته بود. این کشفیات باعث شد که تحقیقات گسترده ایی درزمینه اینکه چگونه تشنج، آستانه و طول مدت آن توسط آموزش EEG بهبود میابد. در این تحقیقات مشخص نبود که چطور امواج مغزی آموزش و بعد از آن بهبود یافته است. مرحله بعدی اجرای این آزمایشات بر روی انسان بود و آزمایشات جدید آغازشد و دکتر استرمن تجهیزات نوروفیدبک را جمع آوری و زمانی که امواج SMR ایجاد میشد چراغ سبز و در نبود این امواج چراغ قرمز میشد. بنابر این بیمار میبایست چراغ سبز را روشن و چراغ قرمز را خاموش نگه میداشت. نتایج نشان داد که 65% صرع بیماران بهبود یافت و به این ترتیب دریچه شگفت انگیزی برای درمان بیماری صرع گشوده شد.

 

اکنون دکتر استرمن استاد بازنشسته گروه نورولوژی ورفتاری روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا است. او 6 کتاب در مورد عوامل شرطی سازی انسان و حیوانات و بیش از 30 فصل از کتب دیگرو همین طور بیش از صد مقاله در مورد تعدیل نورون ها و همینطور روند های فیزیولوژیکی که در ان یک تک نورون که با استفاده از نوروترانسمیترها گروه های مختلف نورونی را تعدیل می‌کند دارد.

در حال حاضرکاربردهای درمانی نوروفیدبک در بیش‌فعالی/كمبود توجه (AD/HD) ، اضطراب (Anxiety)، ناتوانی یادگیری (Learning Disability) ، صرع (تشنج)، اختلالات خواب، آسیب وسکته مغزی، دردهای مزمن و سردردهای میگرنی، افسردگی و سوءمصرف مواد می‌‌باشد.

بالا